او همیشه با من است !!

چند روزی بود که میخواستم پست جدید بنویسم ولی ساعات کاریم جوریست که مجال به کار اضافی نمیده!!!  ناراحت 

خبر خوش اینه که من کار فول تایم پیدا کردم !

 البته همان کار پارت تایم بود که رئیسم با فول تایم شدن من موافقت کرد!!نیشخند

خلاصه که کلی خوشحال هستم که بیمه بیکاری نمیگیرم !! من هر دو هفته یکبار اون هم شنبه ها از طریق اینترنت ساعاتی که کار میکردم را وارد میکردم و بعد انها حساب میکردند که چقدر به من حقوق بیکاری بدهند! ! من که دیگه از  پر کردن فرم بیمه خسته شده بودم !! و خلاصه که از طریق آن لاین بهشون اطلاع دادم که فول تایم شدم !!!

البته من رئیس و همکارانم را خیلی دوست دارم و به نظرم خیلی مهمه اگه کارتو دوست نداشته باشی ولی رئیس و همکارانتو دوست داشته باشی با دوست نداشتن کار یکجورایی کنار میایی! منکه اینجوری هستم !

ساعات کاری من زیاد جالب نیست از ساعت 8 شب شروع میکنم تا 5 صبح و وقتی که میام خونه بلافاصله خوابم نمیبره و نزدیکای 7 یا 8 صبح میخوابم تا بعد ازظهر ... خلاصه کما بیش روزم شبه و شبم روز!!!

بعد از سه ماه هم که بیمه به من تعلق میگیره ! این کمپانی هم مثل قبل امریکایی است ! گرچه همیشه دلم میخواست در کمپانی کانادایی کار کنم ولی انگار قسمتم کار با کمپانی های امریکایی است !!

کمپانی که من کار میکنم که یکی از بزرگترین کمپانی های آمریکای شمالی است که در تمام جای دنیا شعبه داره حتی عراق و افغانستان ولی در ایران شعبه نداره !

یکسال کامل استراحت کردم و واقعا به این استراحت نیاز داشتم !! خیلی خوش خوشک کار کردم و بیشتر  on call بودم!! فاصله محل کارم با خونه حدود 2 دقیقه پیاده است ! و بعضی اوقات دلم برای اتوبوس و مترو تنگ میشه !!!

کارم را دوست دارم و شکایتی ندارم و خدا را شکر میکنم که هیچوقت منو تنهانگذاشته و همیشه دری را به روی من باز کرده است !

                                     

خلاصه که من به دنیای کارکردن برگشتم !!!

راستی دو هفته دیگه هم دارم میرم سه روز مونترال که حدود سی نفر هستیم !!

راستی تا یادم نرفته ممنون دوستای خوبم با پیام های گرمتون که  به من دلگرمی دادین !! همین دعاهای شما بود که بالاخره مستجاب شد و من کار فول تایم پیدا کردم !!

راستی این هم شیرینی کار فول تایمم ! دونات و شیرینی های خوشمزه با چای !!

نوش جان... 

                            

 

 

امروز به مامان زنگ زدم احساس کردم که صدایش خیلی خوب نیست .. گویا برادرم دیشب حالش بد شده و برای اولین بار به مامان گفته که سریع منو ببر بیمارستان !! مامان دستپاچه شده و بلافاصله با برادرم میرن بیمارستان و دکتر بخش به مامان میگه باورکردنی نیست عجب دعای خیری پشت سرتون بوده چون ده دقیقه اگر دیر میرسیدید تنها پسرتون دچار سکته مغزی میشد....تعجب فشار خونش به بالای ٢۵ رسیده بود... برادر من هنوز خیلی جوونه !

حالم اصلا خوب نیست...   Trailershut.com
بیا هنوز خوشحال نشده این خبر بد به من رسید ..

 

/ 55 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

سلام عزیزم راستش و بخوای هر چی نزدیکتر میشه دلشوره می گیرم ولی پیاده روی که حتمی چون برای من که عادت به سر کار رفتن دارم سه ماه بخور وبخواب وحشتناک . امیدوارم اومدم اونجا نگی خستم باشه فردا . و یهو ببینم سه ماه تموم شده ولی خداییش با تمام استرس خیلی مشتاقم که زودتر سه هفته دیگه برسه و بعد از 6 سال انتظار پروژه مهاجرت بیام اونجا و از نزدیک ببینم می خوام بمونم یانه . هر شب با همسرم در مورد این که بالاخره می خوایم چکار کنیم حرف می زنیم این بار که تفریح ولی از سال دیگه باید تکلیف و روشن کنیم بخصوص که من دو تا پسر خوشگل دارم که دلم می خواد آینده ی خوبی داشته باشن . باور کن خوشگلن حالا خودت می بینی [نیشخند][چشمک]

بهمن

سلام باران خانم چه خوب که کار پیدا کردی. کار شب با تمام سختی که داره، یه خوبی هم داره. شما می تونی از روزت هر طور که دوست داری استفاه کنی. به کارهای اداری و بانک و ... هم راحت تر می رسی. به هر حال آدم همیشه بهتره نیمه پر لیوان رو ببینه. من خودم یک سال و نیم شب کاری کردم و از این مدت خیلی هم لذت بردم. الانش هم ساعت کارم 5:30 صبح شروع می شه. من برای اینکه این ساعت سر کار باشم 4:45 از خواب بلند می شم که این هم خودش یه جور شب کاریه. برای برادرتون هم نگران نباشین. ما هممون توی ایران روزی چند دفعه سکته ناقص می زنیم! [نیشخند]

Ali from Bangkok

Salaam, Congrats! I am late to congratulate you, but you know what we say in English: better late than never! :) We're packing to leave here for there in June. Work diligently, efficiently, and effectively. Then you'll surely have a for-ever-full-time job. Ciao   

مهرداد

باران عزیز خدا را شکر !! خطر رد شده و نگران نباش ! این هم از مشکلات دور بودن است از کشور!!! راستی من هم خوب هستم اما شدیداَ گرفتار کار ! البته تا آخر این هفته هم دیگر سر کار نخواهم رفت!! به امید دیدار پاینده باشی

وحید ص

خیلی خوشحالم که کار فولتایم پیدا کردی، امیدوارم حال برادرتم خیلی زود خوب خوب بشه. موفق باشی.

راوی

سلام باران جان به خدا هیچوقت فراموشت نکردم و صرفا با دنیای وب مشکل داشتم ممنون از لطفت مرسی مرسی از تبریکت خیلی خوشحال شدم که کار فول تایم گرفتی امیدوارم کارت طوری بشه که روزکار بشی ناراحت نباش یواش یواش و از اینکه فهمیدم برای دادشت این اتفاق افتاده و تو رو ناراحت کرده ناراحت شدم ، امیدوارم که دیگه براش این مشکل پیش نیاد و دیگه جلوگیری کنه موفق باشی

یاسی

سلام وای چقدر خوشحال شدم من وباگتون رو گم کرده بودم باور کنین همین امروز همش میگفتم خدا اینهمه وبلاگ میخونم.که خدا روشکر از طریق یکی از این وبلاگ ها که نظر داده بودین دوباره پیدات کردم.کلی خوشحالم.

یاسی

به سلامتی کار مبارک باشه.برای برادرتون کلی ناراحت شدم آخه 25 سال سن؟ وای .خداروشکر که به خیر گذشت.عزیزم من 1 سئوال خصوصی هم پرسیدم.که اگر لطف کنی اینجا برام مبلغشو بنویس. قربونت برم.دیگه مرتب میام و سر میزنم بهتون.

یاسی

باران بگو من چرا گمت کردم این فرمت وبلاگتو عوض کردی عزیزم.خیلی خیلی بهتر شد.هی میگفتم همون خانمی که عکس از حیاط پسر عمه گذاشته بودن. خوشحالم که دوباره یافتمت گلم

میترا

باران جان خیلی خوشحالم از اینکه کار فول تایم پیدا کردن. برات آرزوی موفقیت دارم.