بر سر چند راهی ...


 

سلام دوستان خوبم ...

مدت تقریبا زیادی است که چیزی ننوشته ام و از اینکه با ایمیل و کامنت های خصوصی جویای حالم شدین ازتان ممنونم !    
 

چندروزی است که به یک مسئله ای عمیقا فکر میکنم ! یعنی ازم خواسته شده که فکر کنم ! راستش توی این مدت یعنی در آن واحد چهار نفر وارد زندگی ام شده اند که من گیج شدم !! یکی نه دو  تا نه سه تا نه اونم چهارتا !!!!تعجب  به نظرم همشون آدمهای خیلی خوبی هستند ! یکیشون که امریکاست و بقیه ایران ! هیچوقت به ارتباط دور معتقد نبودم و دوستانم که Long Distance Relationship داشتند را مسخره میکردم !  ولی حالا بدجوری سرم امده ناراحت !! از طریق تلفن و ایمیل
با هم در ارتباط هستیم !! میدونم که هر سه نفری که در ایران هستند وبلاگ مرا در    کامپیوتر ذخیره کردند و هر روز یک باری حداقل وبلاگم را باز میکنند که ببینم من آپ کردم یا نه !!

میخواستم این پست را خصوصی کنم و به کسانی کد بدم که هیچوقت مرا ندیده اند و دورادور از طریق وبلاگم با من آشنا هستند !!!! ولی بعد تصمیمم عوض شد ! چون اینجا خونه دلمه و هر چی که دلم میخواد توش می نویسم !!  

 فکرم بدجوری به هم ریخته!  خدایا تو بهتر از هر کس دیگه ای میدونی که چقدر حساس هستم ! تو یک راهی جلوی من بگذار ! خیلی گیج شدم میخوام انتخاب درست داشته باشم ! با عشق میانه ای ندارم و ترجیح میدم عاشق نشم ! چون قبلا تجربه تلخ شکست را چشیده ام ! ناراحت بنابراین تصمیم گرفتم بخاطر روحیه ای که دارم و همیشه از شکست میترسم تنها باشم  !  ناراحت  میدونم که کارم اشتباهه .. ولی در مورد اون ....

این سه نفر که در ایران هستند بطور باورنکردنی منو میخوان !! ولی من احساس میکنم که دلم پیش یکیشونه ! شاید بخاطر اینه که هر روز از ایران به من زنگ میزنه و با هم ساعت ها حرف میزنیم و بعد از تلفن به حرفهاش فکر میکنم و اون هم میگه دقیقا من هم با قطع تلفن به حرفهات فکر میکنم ! اولش فکر کردم که ای بابا این هم مثل پسرای دیگه که میخوان بیان کانادا ولی بعد متوجه شدم که داره خودش اپلای میکنه که بیاد ! به من میگفت انگیزه مرا به کانادا صد برابر کردی و دیگه نمیتونم یک لحظه ایران باشم !  احساس میکنم که کم و بیش بهش علاقه پیدا کردم ولی میدونم تا دو سال دیگه هم نمیتونه بیاد !!  از من قول گرفته تا دو سال منتظرش باشم و ازدواج نکنم !  ولی ...

اصولا من دختر بسیار سختی هستم و دختری نیستم که احساسم را به زبان بیارم و همیشه دوستانم که مرا واقعا میشناسند احساسم را از چشمانم میفهمند !  در حقیقت چشمانم احساسم را بیان میکند ! ولی وقتی برای دوستی به کسی بگم " آره" تا آخرش هستم !  دختر با محبتی هستم ولی در قبال محبت اون نسبت به خودم خیلی کم آوردم خیلی..ناراحت

زانوی غم به بغل گرفتم ! دلم نمیخواد کسی را آزرده خاطر کنم ! شاید بخوام برای ماهها از دنیای اینترنت دور باشم و با خودم خلوت کنم و فکر کنم ، عمیقا میخوام فکر کنم!

                     
 

خودت میدونی که چقدر برام عزیزی ...  بهترین اتفاق زندگی ام تو بودی ...آیا به هم میرسیم؟؟؟؟ ناراحت ولی اگر هم نرسیم ... حس قشنگ دوست داشتن را به من بارگرداندی ...

 

زمستان هم که رسما به همه ما سلام کرد !

                                                  

  خیابانها حسابی شلوغ شده و همه جا چراغانی و همه خود را برای کریسمس آماده میکنند ! 

سال نو میلادی   2011  را به شما هموطنان و دوستان مسیحی ام تبریک میگم و امیدوارم سال  2011   بهترین سال برای من و شما دوستان گل باشد و همچنین سالی باشد که دوران "انتظار" بسر آید... هم برای من و هم برای شما !  کریسمس مبارک !

     
 

                                    

/ 71 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرواز عقاب

بهترین آرزوها برای تو که بهترین هستی الهی مرا آن ده که مرا آن به

ساحل كانادا

سلام باران عزیز. من هم تجربه عشق راه دور را دارم که بسیار هم موفق بوده ولی بگیر نگیر داره. ممکنه که خوب هم از آب در نیاد. به هر حال تا آدم طرفش را از نزدیک نبینه نمیتونه صد در صد یقین پیدا کنه. اگر 2 سال برای اون آقا صبر کنی ولی وقتی چند وقت از نزدیک معاشرت کردید و ازش خوشت نیومد چی؟ برات آرزوی بهترنها را دارم.

علیرضا

بوی عروسی می یاد باران جان امیدوارم بهترین شون نصیبت بشه وزندگی با سعادتی داشته باشی

omidban

سلام سال نو میلادی و تولد حضرت مسیح مبارک باران خانوم عزیز .من و همسرم زندگی مشترکمان را به لطف خدا با عشق آغاز نمودیم و بر خلاف تمام حرفهایی که از دیگران در خصوص آخر و عاقبت نداشتن عشق و عاشقی شنیده بودیم دریافتیم که عشق زیباترین موهبت الهی است به انسانها.ولی همسرم و من مدت زیادی قبل از ازدواج همدیگر را می شناختیم و با رفتارهای یکدیگر کاملا آشنایی داشتیم. ولی به نظر من ازدواج از راه دور و اکتفا کردن به آشنائیهای کوتاه معقولانه نیست و باید زمان بیشتری را برای این منظور صرف بفرمائید.[چشمک]

محبوبه

من خیلی این وبلاگ خوش رنگ ولعاب رو دوست دارم. آدم وقتی نوشته هاتو میخونه تصویر های بامزه هم میبینه....خیلی باحاله....[رویا] در مورد ازدواج...من کلا با عشق و عاشقی میونه ای ندارم...ولی مثل اینکه شتریه که در خونه همه میشینه ...نمیشه کاریش کرد... ولی هر چی که هست تا بهش نرسیدی قشنگتره...نمی دونم چرا!!!![اوه] ولی خیلی برات خوشحالم که الان دوران قشنگی رو سپری میکنی[لبخند] حاشو ببر....چرا ناراحتی گلم؟ مگه همین الان باید جواب بدی؟ خوب همینجوری پیش برو...خیلی حس قشنگیه....دو سال آدم با این احساس سر کنه، خیلی خوشبخته[پلک][پلک][چشمک] مراقب خودت باش عسل خانم[ماچ][قلب]

مصی

عزیزم من غلط کنم با شما قهر کنم ببخشید گفتم که این روزا دارم گیج می زنم بخصوص الان نیکان گلم هم مریض شده .واستا مطالبتو بخونم بعد برات کامنت می زارم و نظرم را می گم [گل]بازم منو ببخش دوست عزیزم من دوست دارنم همه محبتهاتو

مصی

سلام باران جون من نظرم را خصوصی می گذارم [چشمک]

مصی

راستی باران جان بی خیال تعطیلی وبلا گت باش بیشتر از یکسا له همراه هم هستیم

بهاره

سلام عزیز دلم:من چند روزه دندونم درد میکنه لثه ام عفونت کرده دارم کپسول اموکسی سیلین میخورم.بد دردی یه.کریسمس مبارکتون باشه ایشالا نوروز رو با مامان جشن بگیرید.