عمه ...

     
     

سلام ... خوبین ؟ خوشین ؟ باران دندان درد گرفته بدجور .. .اصلا درد مزخرفیه این دندون درد .. اصلا حوصله هیچکاری را نداری ! کسل هستی ... مهمتر از همه هیچی هم نمیتونی بخوری !! ناراحت.. فردا هم میرم دکتر     .. قراره که برام  Crown بگذاره .. حالا خوبه که بیمه نصفش را میده وگرنه باید از جیب مبارکم 1000 دلار
 میدادم !!! نیشخند

از اخبار باران بخواین ...  دیگه فول تایم نیستم و از این هفته پارت تایم میشم ! ساعت های کاری من تغییر میکنه ولی همچنان شیف شب هستم !  ولی دیگه افتادم به دنبال کار که یک کار فول تایم پیدا کنم ! چون بیمه کمپانی هم ندارم برای همین از این هفته هر مریضی که به جونم بیفته باید خودم پولش را بدم ...  البته من شخصا فقط بیمه را برای دندانپزشکی استفاده میکردم ولی برای فریم عینک  و فیزیوتراپی و طب سوزنی   و اینا اصلا !  بنابراین زیاد تفاوتی هم نداره که حالا بیمه هم ندارم .

پسرخاله ام و خانمش و پسر تپل دو ساله شون هم دو هفته پیش به کانادا مهاچرت کردند ... فعلا که همش به مهمونی باری براشون میگذره تا اینکه وارد بطن مهاجرت بشن ! تنها چیزی که توجه این پسر کپل را جلب کرده چرخ دستی های فروشگاه هاست که عاشقشه ... و وقتی که میرن خرید اون باید دستش بگیره .. نیشخند

امروز یکشنبه است ... دوازده می ... از خواب که بیدار شدم دوباره حس درد داشتم .. دندون که درست شده ولی فک هم کمی ورم کرده . من هم همینو بهانه کردم و رنگ زدم گفتم سر کار نمیام !! نیشخند

خلاصه از خواب بلند شدم و رفتم که صبحانه ام را آماده کنم که حاوی یک شیرکاکائو  بود که برادرم به من زنگ زد ... گفت بازان چطوری ؟ منم جریان دندون دردم را گفتم .. گفت حالا یک چیزی میگم که درد یادت بره .. گفتم چی ؟ گفت داری عمه میشی ها !!!!نیشخند نمیدونی که من چه حالی شدم        .. واقعا دردم را یادم رفت ! 

  من تا بحال عمه نشده بودم .. خاله که هیچوقت نمیشم چون خواهر ندارم ! ناراحت خلاصه به برادرم گفتم اخباز خارج از کشور را من میدم .. خلاصه زنگ زدم به خاله .. دایی .. پسرعمه ... کازین هایم .. امریکا .. استرالیا ... آلمان ... سوئیس .. و خلاصه هر جا که شد .. مامانم هم که شروع کرده بود زنگ بزنه همه به اون زنگ میزدند و تبریک میگفتند .. مامان هاج و واج مونده بود که ای بابا شما ها از کجا میدونین آخه ... خلاصه شهر باران کلی شلوغ شده .. زبان

جنسبت هنوز مشخص نیست .. فرقی هم نمیکنه .. سالم باشه .. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای باران داره عمه میشه بچه ها ............. ذوق دارم می کنم بدجور !!!!!!!!!!! 

وای دیگه برم .. خیلی حرفها داشتم ولی با این خبر خوبی که برادرم داد، همه چیز را یادم رفت .. البته بهتر چون میخواستم غر بزنم !!!!!! نیشخند  

  

عمدا این پاراگراف را قرمز کردم که بدونین میخواستم غر بزنم و همه شماها جان سالم بدر بردین !!!!  خنده نیشخند زبان

 

     

/ 34 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسی

عمه باران در چه حاله؟ خوبی دوستم؟

سارا

سلام عزیزم.خیلی تبریک.منم مثل تو خاله نمیشم .عمه هم معلوم نیس کی!!! چون 2تا داداش دارم اما هردو مجرد[ناراحت] مواظب خودت باش[ماچ]

http://hagheghat.persianblog.ir/post/555/

آزاده-اصفهان

میگم باران اطلاعی نداری که تبلیغایی که درمورد طب سوزنی و جوانسازی صورت هست راسته یا نه؟ نی نی به دنیا نیومد؟[نیشخند]

اشرف

سلام باران جون. یهویی کلی دلم برات تنگ شد. امیدوارم خوب وخوش باشی. وای باران جون دیگه دارند به پرونده ما هم می رسند. شاید چند ماه دیگه چشممون به جمال مدیکال روشن بشه. حس خوبی دارم این روزها . دلم میخواست در شادیم شریک باشی. از اینکه به زودی در تورنتو می بینمت بیخود و بی جهت و از روی خوش خیالی خیلی خوشحالم. [ماچ]

وحيده

سلام عمه خانوم ( عمه خانوم چه بامزه) خوبي عزيزم چرا پست جديد نميذاري هي مياييم سر ميزنيم نااميد برميگرديم . باران جان ميشه اسم چند تا محل و خيابونايي كه تو مركز شهر تورنتو كه نزديك مترو و مركز خريد و مراكز كمك به نيوكامرها باشه رو برام بگيد؟ البته حتما اجاره خونه گرونتره ولي باز اسمشونو بدونم بد نيست ، مرسي عزيزم ممنون ميشم[قلب]

فریار

بارون جون کجایی عمه جون؟هنوز نی نی نیومده قیافه گرفتی ها[زبان] دندونت خوب شد؟ مراقب خودت باش.

راضیه

سلام باران جون .تاره وبتو دیدم وب باحالی داری .[قلب] خب عریرم واسه دندون درد ت میومدی پیش بابام مجانی نه بیمه میخواس نه دلار ادرستم برات مینوشتم[فرشته] بعدشم یه دوست عالی ..یعنی خودم پیدامیکردی..

مامان سارا

عزیزم انیجا هم عمه شدنت رو تبریک میگم ایشاله به سلامتی دنیا بیاد