ارتباط و روابط



 

 

این پست کمی انتقادی است ... اول خواستم "کد" براش بگذارم ولی بعدش پشیمون شدم . این پستم کمی تنده و شاید خوشتون نیاد !  نظرات هم که متفاوته ! شاید برای بعضی ها قابل قبول باشه و برای بعضی ها نه ... خلاصه که بزرگواری خودتون باران را ببخشین    

... مدت ها بود که میخواستم این پست را بنویسم ولی همش امروز و فردا میکردم و بجاش یک پست دیگه مینوشتم ... من راستش روی کسانی که دوستشون دارم جساسم ... ولی در عین دوست داشتن اگه چیزی ازشون ببینم که واقعا ناراحتم بکنه اول به روی خودم نمیارم ولی اگه تکرار شد دیگه جایی توی قلبم ندارن ! چون من با همه روراست هستم دلم میخواد که دوستام هم با من  روراست باشند...  البته شناخت من آسونه و من خیلی راحت با آدمها ارتباط برقرار میکنم ! با همه هم صادق هستم برای همین دوستان خوب و زیادی دارم  .... چند روزی بود که داشتم به فرهنگ ایرانی و فرهنگ کانادایی فکرمیکردم ! پیش خودم میگفتم تمدن دو هرار ساله ما و تمدن دویست ساله کانادا ... ولی فرهنگ و ارتباط آدمها از زمین تا آسمان  !  بیشتر این پستم روی روابط آدمهاست ... ایرانی ها و کانادایی ها ...  متاهل بودن و مجرد بودن !! 

خیلی بوفور دیدم که خانواده هاییکه متاهل هستند اصلا دوست ندارند که با مجردها رفت و آمد کنند (بعبارتی می ترسند!! آدم باید اینقدر به خودش مطمئن باشه و طرفشو بشناسه که از رفت و آمد با مجرد نترسه) ... حالا اگه این مجرد ازدواج کرد بلافاصله ارتباط باهاش برقرار میشه ... آخه توی فرهنگ ما , متاهل از مجرد میترسه و متاهل از متاهل نمیترسه !!!! تعجب در صورتی که یک کانادایی وقتی که ازدواج میکنه همچنان با دوستان مجردش هست ... حتی ممکنه با دوست دختر قبلی اش هم باشه ... ولی فقط یک دوست و نه بیشتر .. یادمه یک بار وقتی که یک مهمانی کانادایی رفتم چقدر به من خوش گذشت ... اصلا احساس غربیگی نمیکردم ... ولی مهمانی های ایرانی ها بخصوص نیوکامرها وحشتناک احساس غربیگی میکردم و یادمه که یک نفر اولین سوالش این بود که چرا ازدواج نکردی ؟ من هم توی دلم گفتم عجب ! حتی اسم منو هم نپرسید و فقط میخواد بدونه که چرا ازدواج نکردم ! ! من نمی فهمم ازدواج یک امر کاملا شخصیه ... مگه همه آدمها باید ازدواج کنند ؟؟؟ شاید من نخوام ازدواج کنم ..     شاید برنامه ازدواجم برای پنج سال آینده است ... شاید .. و خیلی شاید های دیگه ...  یک کانادایی هیچوقت بخودش اجازه نمیده که از اینجور سوال ها بکنه ..  (ببخشین منم خودم ایرانی ام ... ولی تا بحال بخودم اجازه ندادم که اینگونه سوال از کسی بکنم .. مثلا چندساله ازدواج کردین ... راضی هستین یا نه و از این جور حرفها !! )  من زمانی هم که ازدواج کنم هیچگونه جساسیتی به رفت و آمد شوهرم با دوستاش ندارم .. انسان آزاد آفریده شده .... با بی بندوباری مخالفم ولی دوستی های سالم را بهشون عشق میورزم .. 

حالا من چون مجردم ... باید از دوستای ایرانی ام که متاهل هستند دور باشم ؟؟؟ راستش من از این فرهنگ ایرانی اصلا سردرنیاوردم !!  یعنی این چه فرهنگیه که  تا ازدواج کرد بهش بگن تو شوهرداری و متاهلی دیگه دور دوستای مجردت را خط بکش ! ازدواج به سبک ایرانی که میشه "اسیری" !!!!

 یکماه پیش قرار بود برم پیک نیک و برنامه ام را تنظیم کردم که برم .. بعدش درست موقعی که میخواستم از خونه برم بیرون به من زنگ زدند که خیلی ها نمیان  وا رفتم ... حالا اگه دوست داری بیایی ما بهت آدرس بدیم ... از اون ور یک صدایی شنیدم که میگفت نیا چون تعداد خیلی کمه ممکنه بهت خوش نگذره... بعد متوجه شدم که ای بابا چقدر هم شلوغ بوده ..  بابا رک بگین به من ... بابا متاهل ها بگین  باران چون شما مجردین جای شما بین متاهل ها نیست ... حالا خوبه که من زیاد با قشر ایرانی سر کار ندارم ... وگرنه چی میشد ؟؟؟

همین سفری که امریکا بودم ... من یک پسرعمه بسیار بسیار مهربان دارم که همسرش از خودش مهربان تر ... خلاصه وقتی که میرم دیگه این پسرعمه (مسعود) برای من چکارها که نمیکنه .. و همیشه یک مهمونیتوی خونشون رو شاخشه! خانمش (مریم) هم شمالی و مهربان و یک میزبان بسیار عالی ...   خلاصه من و خاله و فک و فامیل ها راهی مهمانی شدیم .. مهمانی شلوغ و پلوغ توی خونه مسعود ... پسرخواهر (امیر) مریم با خانمش اومده بودند ... نمیدونم چی شد که حرف به فیس بوک کشیده شد و اینکه من و امیر یک دوست مشترک به نام آرش داریم که آرش از فامیل های دور منه و دوست دوران بچگی اون ... خلاصه داشت کلی سوال میکرد از برادر آرش که چرا خودکشی  کرده و از این حرفها ... همینجور که داشتم توضیح میدادم یک دفعه خانمش اومد و دستش را کشید و رفت و صحبتمون نیمه تمام موند!  ... خیلی خجالت کشیده بود یعنی میشد از صورتش فهمید ... چند روز بعد که حرف اینها با مریم زده شد میگفت فقط با شخص تو نیست ... اینجور خانمها اصلا بخودشون اطمینان ندارند ... یعنی اول یک زن باید بخودش اطمینان داشته باشه و بعد به همسرش .. و خلاصه میگفت به دل نگیر ... گفتم نه ولی طرز برخوردش خیلی بد بود ...

خالا فیس بوک که یک مسئله دیگه است !!! نظر من در مورد فیس بوک اینه که همه متظاهر هستند ... حالا چرا اینو میگم ... چند وقت خونه یکی از دوستام بودم و درد و دلش باز شد و داشت از کسی گله میکرد گله که نه میگفت اصلا از این دختر خوشم نمیاد و دلم میخواد توی فرند لیست هایم نباشه گفتم خوب پاکش کن ! البته اینو هم بگم دوست مشترک من و سایه است .. خلاصه دو روز پیش که وارد فیس بوک شدم .. دیدم همین سایه چه تعریف و تمجیدی از عکس هایش کرده تعجب...  یعنی توی فیس بوک قریونت برم ... فدات بشم ... دلم تنگ شده برات ... البته فکر نکنین که من نمیگم چرا من هم میگم ولی فقط به دوستانی که مرتب باهاشون در تماسم ... و دوستان بسیار خوب من هستند !  اتفاقا همین دیشب یکی از دوستام به من زنگ زد و گفت وقتی که رفتم پای فیس بوک حرف تو افتادم و کلی خنده ام گرفتخنده .. گفتم چرا ؟ گفت من ایران که بودم متوجه شده بودم که دو تا خانواده نزدیک شوهرم (خواهرشوهرها) چشم ندارند همدیگر را ببینند (یعنی خواهر ها  با هم ) ولی بیا ببین چقدر توی فیس بوک قربون صدقه هم میرن و دوستم گفت از این همه تظاهر کلی خندیدم ! خنده

اگه کسی منو (باران) کاملا بشناسه  ..من دختری هستم اگه از کسی خوشم نیاد آن شخص بلافاصله متوجه میشه !! اونم از نگاهم  و سکوت بیش از حدم .. ... این اخلاقمو دوست ندارم و روش هم کار کردم ولی دیگه دست خودم نیست ... ناراحت اصلا و ابدا نمیتونم تظاهر کنم.. 

 دو روزپیش هم تورنادو داشتیم ... رادیو و تلویزیون همش میگفتن که شمع ها را آماده کنین چون احتمال خاموشی هست....  از تلفات دم خونه من دو تا درخت شکست و دو تا ماشین را له کرد ... پلیس هم سر بزنگاه رسیده ... صدای رعد و برق وحشتناک بود ... فک و فامیل همین جور زنگ  میزدند که من احساس ترس و تنهایی نکنم .. من برم ...  تازگی ها خسته هستم ... خیلی فکرا توی سرمه ... همه جوره ... 

راستی پاسپورتم را هم چهار روزه گرفتم ...  حالا که گرفتم دودل شدم برای ایران !!!! سوال

 

 خوب دیگه برم ... باز هم میگم ... معذرت میخوام ... ولی بالاخره باید آدم  چیزهایی را از توی دلش بریزه بیرون ! و وبلاگ این حس را به آدم میده...  به شما هم این حس را میده ؟؟ هر چه خواهد دل تنگت بگوی ...  

 



 

/ 72 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی (^_^)

سلام بارانی. چطوریا بیدی اجی؟ خوب و خوش و سرحال دیگه ایشالا[نیشخند] باران میگم نرفتی بالاخره هری پاتر رو بابا مردم من بیا برو ببین برای من تعریفش کن[زبان]یعنی چی آقا ای بابا چرا تو ایران اکران نمیشه[گریه] باران شنیدی میگن ندونستن و نپرسیدن بده؟خب حالا من میخوام بدونم و بپرسم که خوب باشه[نیشخند]میگم باران این فیسبوک چی چیه؟ یعنی مغز منو اشغال کرده این همه هی میگن برو فیس بوک ادد کنیمت من نمیدونم چیه. بیا یه توضیحی بده منو از این گمراهی در بیار[زبان] بخند بخند بخند همیشه بخند آبجی گلم به جان علی غم و غصه اصلا خوب نیست بخند تا زندگی و خدا به روت بخنده بعله[نیشخند]

بهاره

سلام گلکم زودتر یه پست بارانی برامون بذار تا مطمئن بشیم بارانمون حالش خوبه [گل]

اشرف

سلام باران گلم. دلم برات تنگ شده عزیزم. کجایی دلبندم؟‌به چه کاری مشغولی؟چرا دیگه فیس بوک نمی آیی؟ نکنه دلخوری . ما دوستت داریم [قلب]

فریار

باران جان بد جوری خبری ازت نیست!!! خوبی قشنگم؟

ronak

salam azizam baran jan man addrese webeto az yeki az webw dustan peyda kardam...mishe lotfan ye email ebman bezani ke man emaileto dashte basham ye soali mikham azat bepoorsam dar morede daneshgahato canada ke baram kheyli moheme ye meghdaram gijam karde....hich vaght lotfeto faramosh nemikonam baran jon....vchon kheyli be komak niyaz daram komake kesi ke ye meghadar vared bashe[چشمک]

اشرف

سلام باران جان کجایی دخترکم پیدات نیست؟ دلم برات تنگ شده . از خودت خبربده همه نگرانتیم.[سوال]

منا

سلام به باران گل و دوست داشتنی من هم با حرفات موافقم ...... همیشه این رفتار ایرانیها برام جالب بوده .... تو روی هم یک جور رفتار میکنند و پشت سر همدیگه هم یک جور دیگه .....!!! انگار تو فرهنگمون جا افتاده و اگر یکی اینجوری نباشه تابلوه !!!!![تعجب] به نظر من اصلا خودتو ناراحت نکن دوستم ارزششو نداره...[پلک] ایشالا یک روزی برسه که همه همدیگرو درک کنن و خیلی چیزهای دیگه ......!!! مراقب خودت باش دوستم ....[قلب][قلب][قلب]

ما و کانادا

باران جان سلام عزیزم حوبی؟ من به حاطر همین حرف و حدیث ها ترجیح میدو اینجا اصلا" با ایرانی ها بیش از حد صمیمی نشم... یک کارهای عجیب و غریبی یک دفعه میبینی در حد ژانگولر!! اینجوری نبودم ها...اینجوری شدم! متاسفانه ما آدمهای دوری و دوستی هستیم.... بدبختانه

nima

salam baran jan manam dar morde facebook bahat movafegham onja hamash pore tazahoreh

گل‌ناز

درود خوب باشی باران عزیز متاسفانه این در خون ِ ما ایرانی‌ها رفته! می‌میریم نپرسیم چــــــرا؟! ازدواج امر شخصی روابط شخصی‌تر ولی متاسفانه همیشه به خودمون اجازه پیش‌روی می‌دیم و پرایوسی آدما رو جدی نمی‌گیریم! متاسفانه فیس بوک هم همین شده ... قربون صدقه هم می‌ریم در حالی‌که کارد و پنیریم ... کاش درست شه این وضعیت ... هر کسی از خودش شروع کنه ... برقرار باشی باران.