طوفان سندی ...

           
    

سلام به همه خوانندگان خاموش و روشن !!  (کیف کردین چه صفتی بهتون دادم ) نیشخند !!  امیدوارم که هر جای این کره خاکی که باشین بهتون خوش بگذره ... 

از حال باران عزیز هم بخواهید که ای بدک نیستم .. مشغول گذران زندگی ! نیشخند نمیدونم از تلویزیون     یا روزنامه  

 که حتما متوجه شدین که طوفان سندی از   نیویورک وارد انتاریو هم شده بود .. که البته به من هم سرایت کرد !!!!!!!!!!!!!! ناراحت  راستی میدونستین که بیشتر این طوفان ها اسم خانمها روشه .. مثل سندی .. کاترینا ... دنیس.... آیرین ... و چندتای دیگه ... خوب خانمها براشون طوفانند و از آقایون برای مهارکردن طوفان استفاده میکنند !!!!!!!!!!!!!  زبان

قضیه از این قرار بود که حدود دو هفته پیش بطرز فجیعی بارون داشتیم که اصلا بند نمیومد و باد    هم شدت داشت .... یکی از شب های کاریم بود ... ساعت 4 صبح هوس چای  کردم (میدونم که الان پیش خودتون میگین که این چه وقت چای خوردنه )!!! .. به همکارم گفتم من برم کافی شاپ که چای بگیرم .. از عرض خیابون که رد شدم چنان طوفانی اومد که منو پرت کرد ..و من از ترس اینکه با سر نیام زمین سعی کردم که با مچ بیام .. و افتادنم همان شد که دو تا مچ بلافاصله ورم کرد و کبود شد ... کمی تکونش دادم دیدم دردش وحشتناکهگریه .. خلاصه یکی که توی کافی شاپ بود از name tag  کمپانی من فهمید که کجا کار میکنم برای همین منو برد که همکارم گفت برو خونه ! نیشخند

بیچاره فردا اومد و پماد آورد و شروع کرد به ماساژ مچ دستام .. بعدش هم که رفتم دکتر که گفت شانس آوردی که شکستگی نداری ولی حسابی ضرب دیده !  خلاصه  دو روزی خونه بودم که متوجه شدم ای بابا چرا کسی نه به من زنگ میزنه و نه تکست میده.ناراحت.. خلاصه کیفم را زیر و رو کردم و دیدم نیست .. شصتم حبردار شد ای داد بیداد همون موقعی که خوردم زمین .. موبایل از جیبم افتاده ...  دیگه حالم بدتر شد ... چند روزی هم سر کار نرفتم که بهتره من !!!!!!!!!!! نیشخند

دو روز که از خونه نشین شدن من گذشت .. دیدم که درب خونه ام را میزنند .. پستچی مهربونم بود... دیدم برای بسته   آورده .. خودش میدونه که چه چیزهایی خوشحالم میکنه زبان را به دست خودم بده و توی mailbox  نذاره .. خلاصه بسته را باز کردم .. چشمام 150 تا شد .. موبایلم توش بود ! خیلی خوشحال شده بودم .. دعا به جون اون کسی کردم که موبایل را برای خودش برنداشت و به provider  ام داد ! اونها هم موبایلم را خاموش نکردند و از روی سیم کارت آدرس را پیدا کردند و خلاصه فرستادند .. اگه پیدا نمیشد که من عزا ماتم گرفته بودم !!! 

 

چند شب پیش سر کار بودم .. ساعت 4 صبح دیدم تلفنم زنگ میزنه .. دیدم ای وای از ایرانه ... جتما خبر بد دارن که میخوان این ساعت بدن! چون مامان اینا همیشه روزهای شنبه یا یکشنبه ساعت 8 یا 9 صبح به وقت من زنگ میزنند .. با دلهره عجیبی گوشی را برداشتم .. صدام میلرزید ..  مامان گفت نگران نباش فقط خواستم بگم من عمل کاتاراکت چشم دارم خواستم که تو هم بدونی !!!!  من اینقدر ترسیده بودم که حد نداشت ...  خلاصه زمان جون به لبم کرد تا وقت بیدار شدن دایی جون شد و زنگ زدم بهش ... گفت اصلا نگران نباش یکی از ساده ترین عمل هاست ... خلاصه کلی با من حرف زد که من خیالم راحت شد ... 

می بینین .. باران دیگه .. یک سر داره و هزار سودا .... نیشخند زبان چشمک

راستی خیلی از آدمها میگن که ما اهل شوخی هستیم و به قول معروف  down to earth هستیم ! یک دوستی دارم که خیلی باهاش جور بودم.. از دوستان ف. ب ... یک بار بهش گفتم تو عین روح     همه جای ف. ب هستی ... بهش برخورد که برخورد ... به نظرتون این حرف بده ؟؟ این که معلومه که شوخیه ...  اگه اهل شوخی نیستی خوب بگو ولی دیگه نگو با من هر چقدر شوخی کنی بدم نمیاد !!!!!  واقعا بعضی اوقات من آدمها رو نمی فهمم !!!!   سوال

خوب دیگه وقت خواب باران عزیز رسیده که شدیدا خوابش میاد ... برم یک لیوان شیر بخورم و بخوابم .. تا پست بعدی بچه های خوبی باشین ... و به گاز و کبریت هم دست نزنین که خطرناکه!!!! نیشخند      



good night orkut scraps, good night wishes and comments


/ 49 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشید

اصلا مردا رو نی شناسی .!!! اگر می خوای نبینیشون نباید بگی من از شما خوشم نمی یاد !!. بهتره همون اول شماره تلفنتو بهشون بدی. اگر ندی بدتره . به خدا تو مثل خواهرمی . واسه خودت گفتم.. حساسم ببخشید حساسشون نکن.زنگم زدن دوست نداری ؟ خوب جواب نده .در هر صورت ایمیلمو داری فکراتو بکن .

فرشید

نازی.... منم فکر کنم با من راحت نباشی .. چون من خیلی غیرتیم . نمی تونم ببینم با کسی دیگه بری چلو کباب برگ بخوری ... بعدش بیای بهم نیمرو بدی. خیلی وحشتناکه [ناراحت]

فریار

باران جان چطوری ؟سیلی بارانی برفی رگباری تگرگی چیزی آذیتت نکرده؟ چه خبر؟ مامان چطورن؟

مانیا

میگم ابجی باران کسی مزاحمت شده؟؟بزنم فکشو بیارم پایین ؟؟؟؟شما لب تر کن من بزنم داغونش کنم[عینک][عینک][عینک][عینک] خوش ندارم کسی یه ابجی بارنم تیکه بپرونه..... زد زیاد یا علی

آزاده-اصفهان

باران جان عجب گیری افتادیا. برات طلب صبر میکنم![سبز]

سیمین

سلام باران نازنینم [قلب] حال و احوالت چطوره خانمی... امیدوارم تا حالا کاملا دستت خوب شده باشه... مراقب خودت باش عزیز دلم ... شاد و پیروز باشی[ماچ]

جواد

این قسمت از سریال هم مثل قسمت های قبلی جذاب و پر تعلیق بود خدایی من آخرش حق کپی رایت این وبلاگ تورو می خرم باهاش یه سریال خوب درست می کنم حالا میگی نه ببین

فرشید

اگه دوست داری من همش برات کامنت بزارم تو هم باید تلاش خودتو بکنی و وقت بزاری و زود زود پست جدید بزاری از طوفان سندی یک ماه گذشته !!!!! [گل]

آزاده-اصفهان

نویسنده: باران شاپرک شنبه 11 شهریور1391 ساعت: 4:38 : بسیار زیبا نوشته اید .. درسته آنان که وبلاگ خود را رها کرده اند "مردان راه " نبودند !........... این باران خانوم بود که اینو گفته؟!!! [خنده] خوبه همونجا لو بدم که چند وقت پیش چیکار خواستی بکنی هاان؟

آزاده-اصفهان

آهان من بودم خدافظی کردم میخاستم دیگه نیام توی وبلاگم [پلک]