شب یلدا

... از جمعه و شنبه ای که گذشت تمام کلاب های ایرانی تبلیغ شب یلدا را کرده بودند! حالا چه توی فیس بوک و چه در برنامه های ایرانی! خلاصه من و چندین نفر از دوستانم که زیاد از جاهای خیلی شلوغ مثل کلاب خوشمون نمیاد (مثل اینکه گرد پیری داره یواش یواش سراغ من و دوستانمون میاد نیشخند) تصمیم گرفتیم که بریم خونه یکی از دوستان و اونجا شب یلدا را بجا بیاوریم!

شام فقط آش رشته (جای همگی دوستان خالی) و نون بربری و پنیر اعلای لیقوان و بلغار با ریحون بود! و دیگه انار دون شده و آجیل، شیرینی گردویی و نارگیلی و همینطور هندوانه و زغال اخته بود که روی میز بود و به همه ما چشمک میزد! چشمک

شب بعد از شام  تصمیم گرفتم که فال حافظ بگیریم ! برای همین یک کاسه پر از آب برداشتیم و هر کس یک چیزی کوچیکی را توی آب میانداخت! مثل انگشتر، پنی و یا حتی یک دکمه کوچیک! و خلاصه هیچکس هم حق نداشت درون آب را ببیند! من مسئول شی ها از آب بودم ولی هیچکس حتی خودم هم نمیتونستم آن را ببینم که مثلا این انگشتر مال کیست! خلاصه اول یکی کارتی که روش شعر حافظ نوشته بود را برمیداشت من هم بلافاصله یک چیزی از توی همون کاسه برمیداشتم و توی دستام قایم میکردم! بعد از اینکه شعر حافظ خوانده و تفسیر میشد اونوقت من اون شی را نشون میدادم و مال هر کسی که بود فال حافظ با تفسیر مربوط به آن شخص بود! البته دو تا خارجی هم در میان ما بودند که مجبور میشدیم برایشان ترجمه کنیم! ایتالیایی و کانادایی!

خلاصه شب خیلی خوبی بود ! و خوشحال بودیم که کلاب و اینجور جاها برای شب یلدا نرفتیم!! و شب یلدای ما اینطوری بسر آمد...

اینم فال حافظ شب یلدای من با تعبیرش! لبخند

کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت     من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز       که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید   نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت به می عمارت دل کن که این جهان خراب   بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد   چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت مکن به نامه سیاهی ملامت من مست   که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت قدم دریغ مدار از جنازه حافظ   که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت


تعبیر: روزگار روی خوش به تو نشان خواهد داد. زندگی را سخت نگیر و ناامید نباش. عاقبت هر خزان بهار است و سرسبزی و طراوت زندگی تو را سرشار از خوشی و سرور می کند.

شب یلدای همه تون مبارک ...

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

یلدا مبارک. من خیلی خوشم میاد از آش رشته. جای ما رو هم خالی کنید... مراسم شما که بهتر از کلاب بوده که. به این باصفایی. چه فال زیبایی هم اومده برات. "چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید..." خوش باشی همیشه

مریم

چه فال خوبی برات اومده و چه شب خوبی داشتین. برات همیشه همیشه روزهای خوبی آرزو می کنم.

شانتمیس

شب یلدات مبارک خدا رو شکر که بهت خوش گذشته. چه فال قشنگی هم برات اومده. انشالله که فالت به واقعیت تبدیل بشه. [گل]

مستانه

باران جون هر کس قلقی داره اول بگو ازدواج کرده یا نه؟اگه ازدواج کرده باشه باید گوری که دود ازش بلند می شه را رام کنی خود به خود به برادرت نزدیک می شی اگه ازدواج نکرده باید با او خیلی صریح صحبت کنی درد و دل کنی احساست را بگوئی اگر باز هم به رفتارش ادامه داد بی خیال برادرت بشی

مستانه

راستی یلداا مبارک خوش باشی عزیزم

رضا

ما اینجا تو ایران عزاداریم.کسی رو از دست دادیم که یار و یاور بی کسان بود.درمان دردمندان.بله دوستان.اون کسی نبود جز آیت الله منتظری که فکر کنم همه میشناسیدشون.دیروز رفتم قم تشییع جنازشون. روز قیامت رو ندیدم ولی اگه حتی روز قیامتی هم باشه فکر نکنم از دیروز وحشتناک تر باشه.هر انسانی رو که میدیدی داشت گریه میکرد حتی اون پلیس هایی که واسه متفرق کردن مردم اومده بودن.از لحاظ روحی خیلی داغونم.خیلی.واسه شماهایی که خارج از کشورید چون آزادی دارید فهمیدن حرفای من خیلی مشکله.ماهایی که داریم با چنگ و دندون واسه رسیدن به دموکراسی تلاش میکنیم وقتی همچین آدمی رو از دست میدیم داغون میشیم.جنبش سبز داغداره.خیلی زیاد.دیروز اونقدر گریه کردم که الان صدام به زور درمیاد...بغضم ترکید.ای خدا!!! کمکمون کن که به جز تو کسی رو نداریم.عاشورا نزدیکه...سحرم نزدیکه

نيلوفر

سلام بابان جان.چه مراسم خوبي داشتي با دوستات.ما امسال شب يلدا رو در خونه و تنها گذرونديم.[لبخند]

شهریار براتی

به به سلام باران خانوم پرنسس وبلاگ نویسهای مهاجرت خوش میگذره دیگه؟ یلدا و ..... دلم باسه همه ی بچه ها تنگ شده خیلی زیاد : به چشمامم خیلی میاد. حالا یواش یواش بازم کیبورد فرسایی میکنم. اصل صداقته که ندارم. راستی فیس بوک رو خوب اومدی ... حالا دارم برات .[خنده][گل][زبان][نیشخند]بای بای

پسرآریایی

سلام آفتاب خانوم . راستی توی این فال که واستون حافظ گفته (( یار حورسرشت )) فکر کنم خبرمبرایی هست .[شیطان] همون سوارکاری که بر اسب سفید سواره و این حرفا . ایشالا مبارکاباشه ، بعضیا به پای هم پیرشن ایشالا . دشمناشون کور شن ایشالا. [چشمک][چشمک]

سونیا

ما هم که سالهاست پیریم کلا". به خاطر اون شب یلدا دوستان خونه ما مهمون بودند. البته تعداد زیادشون کانادایی بودند. ما هم فال حافظ گرفتیم و خلاصه خیلی خوش گذشت. یکی از دوستان که از کبک هست فرداش رفته بود چپترز که کتاب حافظ به انگلیسی رو بخره که گفته بودند تموم شده ولی چاپ جدید در ماه آوریل می آد به بازار. فالت هم که خوب اومده.