از دوشنبه تا پنچشنبه
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸۸ 

دوشنبه که روز شکرگزاری بود ، تقریبا همه جا تعطیل بود! در نتیجه بهترین فرصت بود که یک سری به فک و فامیل هایم برنم... خلاصه زنگ زدم و اونها هم استقبال کردند! شال و کلاه کردم و به راه افتادم. نیشخند و اینکه وقتی آدم از یک کافی شاپ رد میشه تازه متوجه میشه که چقدر کیفش از این سکه ها پر شده نیشخند  و میخواد خالیش کنه! و بهترین جا را کجا می بینه؟ بله درست حدس زدی...  نیشخندچشمک رفتن به یک  کافی شاپ و خریدن یک قهوه داغ....  قهوه بدست راهمو به خونه دخترخاله ام ادامه دادم...


هوا خیلی سرد بود... با اینحال چون خونه ام به ساب وی نزدیکه یعنی فقط ۵ دقیقه پیاده است در نتیجه اونقدر سرما را حس نکردم.! خلاصه بعد از ۴۵ دقیقه خونه دخترخاله اینها رسیدم! یک قهوه داغ برایم آماده کرد و تا تونستیم با هم صحبت کردیم!! آخه اینجا بعضی اوقات آدم وقت کم میاره که بتونه به فک و فامیلش سر بزنه! من بعد از رفتنم به ایران نتونسته بودم که ببینمشون.... (حدود شش ماهی میشد!)  و بیشتر اوقات تلفنی حرف میزدیم ! غذای باب طبع من هم پخته بود آخه من عاشق خورشت بادنجان هستم! و تا تونستم خوردم ! اینجوری...  cibo1  Smiley

شب دیگه اونجا موندم و سه شنبه برگشتم خونه!!! معمولا اولین کاری که میکنم اینه که کامپیوترم را روشن کنم و شروع کنم به چک کردن ایمیل و این حرفها !  وقتی که کامپیوتر  را روشن کردم دیدم که به اینترنت وصل نمیشه! خلاصه به کمپانی زنگ زدم و گفتم که  Modom روی stand by مونده و کار نمیکنه و اونم گفت که باید بری فلان جا و یکدونه نو بگیری!!  اینجا شما دو تا   option  دارین یا   Modom  را اجاره می کنین که  ٣.٩٩  دلار باید ماهیانه بدین و یا میخرین که ١٠٠ دلاره ! ولی مزیت ٣.٩٩ اینه که اگر خراب شد مثل بنده! میرین   Rogers plus  و به شما یک  Modom  جدید میده بدون اینکه از شما پول طلب کنه!

خلاصه من حسابی پکر شده بودم چون مجبور بودم تا فردا بدون کامپیوتر باشم ! به نظر من خیلی اعتیاد بدیه! 

 Computer blue screen of death  Smiley      ولی چکار کنم که همه کارام با کامپیوتره !!! پرداختن بیل ها، ترانسفرکردن پول، ریپورت به  EI  و مهمتر از همه چک کردن شاپرک پرواز کن... زبان نیشخند

چهارشنبه صبح زود بلند شدم و Modom خرابه را بردم و یک دونه نو گرفتم! ولی بعد از خودم لجم گرفت! که چرا باید اینقدر معتاد به کامپیوتر باشم!! خودمو حبس کردم توی خونه که چی؟؟؟؟ فقط پشت کامپیوتر ?؟  اصلا درست نیست!!  خلاصه برای یک لحظه از خودم بدم اومد!! ناراحت   دوباره نشستم پشت کامپیوتر تا ١٢ شب که یکدفعه یادم اومد ای داد بیداد من باید یک کاغذ مهم را واسه یک وکیل فکس کنم و فردا صبح زود باید دریافتش کنه! دوباره شال و کلاه کردم و حدود ١ نیمه شب پیاده راه افتادم !  البته باید برای فکس میرفتم محل کارم که در آنجا فکس برای مشتری هم انجام میدهند! خلاصه رسیدم و فکس کردم پیش خودم گفتم برم ببینم که schedule کاری من کی هست!! چشمتان روز بد نبینه که دیدم منو برای فردا صبح ساعت ٨ گذاشتند! و خودم اصلا و ابدا اطلاع نداشتم!!!  تعجب  چه خوب شد که رفتم و گرنه نمیدونستم و سر کار هم نمی رفتم!!!! 

امروز از اون روزهایی بود که حتی گرمای خورشیدش هم سرد بود.... تعجب  


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم