رفتن به سینما
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳۸۸ 

دیشب تا سحر بیدار بودم و حدودای ۵ صبح خوابیدم و بعد ساعت ۱۰ صبح از خواب بیدار شدم و رفتم دنبال کارهای بانکی!! کارهای بانکی را انجام دادم و برگشتم خونه!! ساعت ۶ عصر با دوستم قرار داشتم که برم سینما خلاصه اول که قرار بود بریم فیلم The Time Traveler's Wife که درام - رمانس بود و خلاصه قرار شد که همان فیلم  The Final Destination 3D را ببینم !!                

 

(بالاخره یک همپا پیدا کردم برای فیلم های ترسناک) خلاصه این فیلم که فیلمی است به طریقه سه بعدی که حتما میدونین تمام فیلم های اینجا rate بندی میشه و Rate این هم +18 و    Horror   که نمیتونم بگم ترسناک بود ولی چون فیلم سه بعدی بود و باید عینک مخصوص میزدیم خلاصه هر از چندگاهی یک جیغ کوچولو میزدیم! مثلا خورده شیشه ها که انگار دارند طرفت میآیند یا مثلا ماشینهای مسابقه ای که یک دفعه تایرشون پرت میشه که انگار داره بطرف تماشاچیان میاد! پر از هیجان بود !

قیمت های اینجور فیلمها که بصورت سه بعدی است کمی گرانتر است و بلیت مان نفری 15.50 شد!  اینجا معمولا روزهای سه شنبه ها قیمتها کمی پایین میاد مثلا یک چیزی حدود دو یا سه دلار ! مثلا امروز موقعی که داشتیم بلیت میخریدم یکی از این بلیت فروشها به من گفت اگر فردا (سه شنبه) بیایین pop corn پاپ کورن و پپسی مجانی است!  

در مورد بیخوابی بگم! یکی به من گفت که فکرت خیلی خیلی مشغوله و من هم فکر میکنم که درست باشه!!! همش تشویش و اضطراب دارم ! و صبحها گاهی با دلشوره از خواب بیدار میشوم! و وقتی که دلشوره داشته باشم اولین کارم تلفن به ایرانه که با مامان اینا صحبت کنم! البته همه دلشوره دارند!

راستی میدونین اینجا برای "دلشوره دارم" چی میگن؟؟؟؟

میگویند:           !!! I have a butterfly in my stomach 

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم