Unionville
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ٦ مهر ۱۳۸۸ 

....با شنیدن صدای تلفن ساعت ٩ صبح از خواب بیدار شدم!! مهمانم بود که شب قبل خونه فامیلهایش خوابیده بود و از آنجایی که آنها باید سر کار میرفتند او هم به پیروی از آنها صبح زود از خواب بلند شد و با آنها راهی شد!! خلاصه که راه گم کرده بود و به من تلفن زد که گم شدم ولی خوشبختانه نزدیک خونه گم شده بود و من هم تلفنی آدرس دادم که چه جوری بیاد خونه!!! مثل سیل هم از صبح بارون میاد . او هم که نمیدونست چتر نداشت خلاصه یک چتر خرید که چتره اصلا دوام نداشت و بخاطر بارون و باد شکست!!! موش ابکشیده اومد خونه!  زبان قرار بود که ببرمش harbour front و بخاطر بارون از تصمیممون منصرف شدیم و بردمش پلازای ایرانیان! براش خیلی خیلی جالب بود و توی بارون سیل آسا تا تونست عکس گرفت ! به نظرم تورنتو را خیلی دوست داشته و به احتمال زیاد هم از ونکوور کوچ میکنه این طرف!  عاشق union ville شده بود ! این محله اینقدر زیباست که حد نداره و عین اروپا درست شده ولی بعضی خونه ها عین فیلم های وسترن میمونه ! حتما این محله را برید پشیمان نمی شید چون در تمام فصل ها این محل خیلی قشنگه!!

بعدش هم رفتیم کافی شاپ گل سرخ که ایرانی است و چون دوستمون خارجی بود و تا حالا زولبیا و بامیه نخورده بود سفارش دادیم با یک چای قند پهلو و حسابی سرمای تورنتو از بدنمون اومد بیرون!

شب خوبی بود ! اینطور که بوش میاد فکر کنم حسابی این هفته بارون بیاد! تمام درختان دارند رنگ عوض میکنند و بعضی هاشون که نارنجی و زرد و قهوه ای شدند!

من که عاشق فصل پائیز هستم گرچه دختر زمستانم و زمستان را خیلی دوست دارم قلب  ولی پاییز گاهی اوقات یک غمی توش میبینم!!!

راستی شما چطور؟؟؟ کدام فصل را دوست دارید؟؟ گرچه تمامی فصل های خدا قشنگند و زیبا ولی بالاخره هر کدام از ما یک فصل را بیشتر از فصل های دیگر دوست داریم! مگه نه؟؟؟


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم