سوغاتی ؟؟
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ 

مریص سختی شدم ولی با این حال دیروز رفتم بلیتمو گرفتم!!  خیلی خیلی هیجان رفتن دارم( البته هیجان با تب قاطی شده!!!)  ولی خودمونیم از روبرو شدن با برادرم هم هراس دارم!!!!   بهترین کار اینه که خودمو به بی خیالی بزنم و به قول فرنگی ها I don't care!!! به خودم بگم و سر مو بالا بگیرم و برم!!!

 

امروز رفتم fairview mall که مثلا سوغاتی بخرم! هیچی که نخریدم ! بعدش هم هر چه فکر کردم آخه این چه فرهنگیه که هز کی خارج از کشوره باید سوغاتی ببره!! البته سوغاتی خیلی قشنگه ولی نه هر دفعه که آدم میره ایران ! به نطر دفعه اول بهتره!!!! حالا من نظر شما را نمیدونم!!  

گاهی وقتها فکر میکنم که ای کاش پسر بودم و میرفتم ایران!! مردم ایران آنقدر توقع سوغاتی از پسر را ندارند که از دختر... !!!   راستی س س س س!!! هنوز به مامان و بابا نگفتم!! دوستم از ایران زنگ زد و گفت که من میام فرودگاه دنبالت!! خلاصه هر چه که فکر کردم با خودم گفتم که اگر مامان و بابا بفهمند که من امدم ایران و بهشون هیچی نگفتم ناراحت میشن!!!  ولی بهشون خواهم گفت البته موقعی که میخوام عید را بهشون تبریک بگم!!

راستی میخوام وقتی که رفتم ایران ,  اونجا را یک براورد کنم که اگر خوبه برگردم و خرت و پرت هایی را که دارم بدم به دوستام و برای همیشه از کانادا خداحافطی کنم!!!  ولی این هنوز در حد یک فکره و نه یک تصمیم!!

دوستتون دارم دوستان بی ریای من.... اینم یک گل از من به شما  


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم