ایران عزیز میخوام بیام پیشت
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸٧ 

امروز شنبه است! حوصله ی هیچکاری هم ندارم!  یکی از دوستام قراره بیاد که بریم سینما! انتخاب فیلم هم با منه!!! ولی هیچ فیلمی پیدا نکردم که قابل دیدن باشه!! دوست داشتم که یک فیلم ترسناک ببینم!! "The House On The Left" تنها چیری بود که پیدا کردم!! ولی متاسفانه دوستم اصلا فیلم ترسناک دوست نداره! خلاصه فکر کنم که به یک فیلم کمدی ختم بشه!!

 

تصمیم گرفتم که برای یکماهی برم ایران! البته مامان نمیدونه! پس فردا میرم سراغ بلیط و بلیط را میخرم ! دوستام میگن که بهترین فرصته برای رفتن به ایران! خلاصه که نمیدونم کار درستی کردم که مهاجرت گرفتم یا نه؟؟؟ این تصمیمی که خودم گرفتم! خیلی ها به من میگن که برگردم!! ولی من اصلا دوست ندارم که کسی برای من تصمیم بگیره که چکار کنم!!!

 یکی از دوستام همین الان برام چند تا روزنامه ایرونی آورد که بگردم چند تا آژانس هواپیمایی را پیدا کنم و ازشون قیمت بلیط ها را بپرسم!! این دوستم که بهترین دوست من در کاناداست یک خارجی است و هر هفته بخاطر من میره مغازه ایرانی و تمام مجله ها را برمیداره و برایم میاره!!! آخه من رانندگی نمیکنم و خونه من به محله ی ایرونی ها دوره! یعنی حدود ۴۵ دقیقه تا یکساعت با مترو و اتوبوس!! الان که هوا کمی سرده ! اصلا فکرش را نمیکنم که برم اونجا و اون هم فقط برای روزنامه!!!

تصمیمم جدیه که یکماهی برم ایران ! نفسی تازه کنم ! خستگی سه سال کار مداوم را از تنم در بیارم و بعدش هم برگردم اینجا و شروع به درس خوندن کنم!!

این هم یک قسمت زندگیه!!! فراز و نشیب های زندگی تمومی نداره!!

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم