دوشنه ...
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳۸٧ 

امروز دوشنبه است! روز بیکاری من بود و به قول اینجایی ها OFF بودم!!  اولین زنگ صبح در ساعت ۸ صبح به صدا درامد!!  از خواب و رویای شیرینی که میدیدم از جام پریدم ! فکر کردم حتما مامانه که از ایران زنگ میرنه! ولی یکی از دوستام بود! فکر کردم اتفاقی براش افتاده ! ازش پرسیدم چیری شده گفت نه فقط دلم برات تنگ شده و میخوام ببینمت!!! با صدای خواب آلوده بهش گفتم باشه و گفت ساعت ۲ میاد پیشم!!

 

گوشی را سرجاش گذاشتم و برگشتم به رختخواب و هرچه غلت زدم خوابم نبرد که نبرد!! (توی دلم بهش یک فحش کوچولو دادم اخه کی ساعت ۸ صبح زنگ میزنه و میگه میخوام ببینمت حالا اون سحرخیزه ولی مگه قراره همه سحرخیز باشن! خلاصه دیدم که خوابم نمیبره بلند شدم کمی خونه را تر و تمیر کردم ! شروغ کردن غذا پختن!  خورشت بامیه با تمبر هندی!!!! من عاشق غذاهای ترش هستم!! ساعت نزدیکهای ۲ شد و من نمیدونستم که بالاخره چه ساعتی میاد سلفونش را هم کنسل کرده بود چون گرون براش تمام میشد!!!!!!!!!!!!!!!!

اخه مگه ممکنه توی این مملکت کسی سلفون نداشته باشه!!! به نطر من سلفون مثل کامپیوتر میمونه و برای هر شخصی لازمه!!!!!  خلاصه ساعت ۴ شد و دیدم که نیومد بنابراین تصمیم گرفتم که برم برای خرید مواد غذایی!!!  رفتم به   Dominion سابق که الان شده  Metro !  خلاصه برگشتم خونه و ده دقیقه بعد زنگ در خونه به صدا اومد و خانوم تشریف اوردند!!!!!!!  و دوشنبه من که روز بیکاری من بود و میتونستم هزاران کار انجام بدم تموم شد!!!!


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم