عمه ...
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ 

     
     

سلام ... خوبین ؟ خوشین ؟ باران دندان درد گرفته بدجور .. .اصلا درد مزخرفیه این دندون درد .. اصلا حوصله هیچکاری را نداری ! کسل هستی ... مهمتر از همه هیچی هم نمیتونی بخوری !! ناراحت.. فردا هم میرم دکتر     .. قراره که برام  Crown بگذاره .. حالا خوبه که بیمه نصفش را میده وگرنه باید از جیب مبارکم 1000 دلار
 میدادم !!! نیشخند

از اخبار باران بخواین ...  دیگه فول تایم نیستم و از این هفته پارت تایم میشم ! ساعت های کاری من تغییر میکنه ولی همچنان شیف شب هستم !  ولی دیگه افتادم به دنبال کار که یک کار فول تایم پیدا کنم ! چون بیمه کمپانی هم ندارم برای همین از این هفته هر مریضی که به جونم بیفته باید خودم پولش را بدم ...  البته من شخصا فقط بیمه را برای دندانپزشکی استفاده میکردم ولی برای فریم عینک  و فیزیوتراپی و طب سوزنی   و اینا اصلا !  بنابراین زیاد تفاوتی هم نداره که حالا بیمه هم ندارم .

پسرخاله ام و خانمش و پسر تپل دو ساله شون هم دو هفته پیش به کانادا مهاچرت کردند ... فعلا که همش به مهمونی باری براشون میگذره تا اینکه وارد بطن مهاجرت بشن ! تنها چیزی که توجه این پسر کپل را جلب کرده چرخ دستی های فروشگاه هاست که عاشقشه ... و وقتی که میرن خرید اون باید دستش بگیره .. نیشخند

امروز یکشنبه است ... دوازده می ... از خواب که بیدار شدم دوباره حس درد داشتم .. دندون که درست شده ولی فک هم کمی ورم کرده . من هم همینو بهانه کردم و رنگ زدم گفتم سر کار نمیام !! نیشخند

خلاصه از خواب بلند شدم و رفتم که صبحانه ام را آماده کنم که حاوی یک شیرکاکائو  بود که برادرم به من زنگ زد ... گفت بازان چطوری ؟ منم جریان دندون دردم را گفتم .. گفت حالا یک چیزی میگم که درد یادت بره .. گفتم چی ؟ گفت داری عمه میشی ها !!!!نیشخند نمیدونی که من چه حالی شدم        .. واقعا دردم را یادم رفت ! 

  من تا بحال عمه نشده بودم .. خاله که هیچوقت نمیشم چون خواهر ندارم ! ناراحت خلاصه به برادرم گفتم اخباز خارج از کشور را من میدم .. خلاصه زنگ زدم به خاله .. دایی .. پسرعمه ... کازین هایم .. امریکا .. استرالیا ... آلمان ... سوئیس .. و خلاصه هر جا که شد .. مامانم هم که شروع کرده بود زنگ بزنه همه به اون زنگ میزدند و تبریک میگفتند .. مامان هاج و واج مونده بود که ای بابا شما ها از کجا میدونین آخه ... خلاصه شهر باران کلی شلوغ شده .. زبان

جنسبت هنوز مشخص نیست .. فرقی هم نمیکنه .. سالم باشه .. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای باران داره عمه میشه بچه ها ............. ذوق دارم می کنم بدجور !!!!!!!!!!! 

وای دیگه برم .. خیلی حرفها داشتم ولی با این خبر خوبی که برادرم داد، همه چیز را یادم رفت .. البته بهتر چون میخواستم غر بزنم !!!!!! نیشخند  

  

عمدا این پاراگراف را قرمز کردم که بدونین میخواستم غر بزنم و همه شماها جان سالم بدر بردین !!!!  خنده نیشخند زبان

 

     


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم