سفر کوتاه ...
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩٠ 

     
                         
         
        
سلام به دوستای گل خودم ...قلب خوبین ؟  امیدوارم که هر کجای این کره خاکی باشین خوب باشین و به تمام آرزوهای زیبا و رنگارننگتون برسین !

مدتی بود که آپ نکردم ! گرچه خیلی کامنت خصوصی داشتم که چرا آپ نمیکنم ! راستش من هر سه هفته یکبار معمولا اپ میکنم ! بعضی اوقات که بیشتر طول میکشه که بذارین به حساب تنبلی خودم !!!!  نیشخند  زبان نمیدونستم زندگی شخصی باران اینقدر طرفدار داره ... چطوره که هر زوز آپ کنم ؟؟؟؟ بشنو  و باور نکنین !! خنده

الان که این پست را مینویسم ساعت نزدیک هشت صبحه .. درست و حسابی نتونستم بخوابم که اونم بخاطر اینه که سرما هم خوردم ... و به نظرم هم میخوام تب کنم !  دوشنبه همین هفته روز شکرگزاری یا همان Thanksgiving Day  است که من دارم میرم سفر و چهار روز در خارج از تورنتو هستم.. خلاصه که از خوشحالی دارم می رقصم !  (میگم رقصم هم بد نیست ها !!! ! .(بالاخره که باید تمرین کنم برای عروسی خان داداش !!! نیشخند .جایی که میخوام برم اسمش Blue Mountain  است و اینم لینکش که اگه دوست دارین ببینین !!! جای خیلی خوشگلیه ! حدود 40 نفر که تا حالا شدیم !  دوربینمو میبرم و چند تا عکس توی پست بعدی که معلوم نیست کی باشد را میگذارم .. شاید توی همین پست گذاشتم ! ! گرچه وبسایت هم هست که میتونین ببینن !

هواشناسی باران هم که میگه هوا سرد شده ولی نه سرمای استخوان سوز ! ولی درختها هنوز سبز هستند و کم بیش رنگی میبین ! جالا عکس هم میگذارم برای پست بعدی ! خوشبختانه هوا دوباره مثل بهار شده .. چه خوب !!!

دیگه چی بگم آهان ....  مامان به من زنگ زد و گفت که برادرم تا سه هفته دیگه عقد میکنه گفتم چرا به این زودی ؟ گفت خانواده عروس اصرار دارند که زود مراسم عقد انجام بشه و به هم محرم بشن ( ای بابا دیگه الان همه به هم یکجورایی محرم شدن !!! خنده ! !داریم توی قرن 21 زندگی میکنیم !!!!زبان   (خواهرشوهرگیری باران از اینجا شروع میشه که میگه ای بابا میخوان انگار هر چه زودتر از دست این دختر خلاص بشن !!!!!! نیشخند شیطان برای همین میخوان که زود عقد انجام بشه) و برای همین جشن عروسی قراره بهار برای باشه برای ماه آپریل !  که من از اینجا و خاله و دایی ام از امریکا بیان ... هنوز برای عروسی دلشوره دارم !!! خودمم هم نمیدونم چرا ؟  سوال به هر حال چون تنها برادرمه حتما میرم ! باید یواش یواش به فکر لباس هم برای عروسی برادرم هم باشم !  شاید خدا را چه دیدین .. ممکنه که .... !!!! چشمک

هفته پیش هم منو و دوستم افتادیم به جون خونه من که تمیزش کنیم ! این دوستم دورگه فیلیپینی کانادایی است ..  من هم براش ته چین پختم که خیلی خوشش امد و گفت که من غذاهای ایرانی را خیلی دوست دارم بخصوص کتلت (منم بهش گفتم تو کتلت دوست داری ولی من اصلا دوست ندارم ! به من گفت خیلی بی سلیقه ای !!!! ولی هیچوقت ته چین نخوردم و منم گفتم ته چین بخاطر زعغرانش از غذاهای گرون حساب میشه !

از دوستان گلی که با کامنت های خصوصی شون حالی از من پرسیدند تشکر میکنم !
وای خدای من ... چقدر دوست خوب پیدا کردم ... قلب

همچنان دنبال کار هستم ! البته کار کاستومر سرویس برای من همیشه هست ولی من مثلا دوست ندارم جاهایی مثل والمارت و یا   Zellers  استخدام بشم ... ولی اگه مجبور بشم و به قول اینجایی ها fed up  بشم دیگه مجبورم !  ناراحت

راستی دو سه روز پیش یک اتفاق در محل کارم افتاد ... یک دختر و پسر امده بودند که  5 تا پوستر پرینت کنند برای سال روز مولانا ... خلاصه وقتی که من به سر کار اومدم اونها انجا بودند ... همکارم میگفت متاسفانه برای پوستر فایلتون خرابه و طول میکشه و ممکنه چندین ساعت طول بکشه و با توجه به اینکه من مشتری های دیگه هم هستند شما باید  order بدین و فردا بگیرین !  ولی گویا اون دختر و پسر قبول نکردند و گفتند ما دقیقا ساعت ده صبح میخواهیم ... همکارم قبول کرد ولی گویا هر سه دقیقه میومد پیش "مری" و می پرسید پرینت شد یا نه که دیگه "مری " عصبانی شد بعدش هم پسره عصبانی شد و پسره داد وبیداد با "مری " کرد ! واااااااای ... خیلی بد بود ... همکارم گفت اینجا کسی سر یک زن داد نمیکشه میخوای داد بزنی برو مملکتت !!!!!!!! خلاصه بلافاصله "مری" هم زنگ زد و پلیس  اومد ... خیلی میلرزید !  خلاصه پلیس امد و آن پسرا را بیرون برد...   این دومین ایرانی بود که من دیده بودم که داد و فریاد راه انداخته بود و بخصوص که موقع دعوا فاصله را رعایت نمیکنند که البته اینجا بهش میگن  body distance که باید حتما رعایت بشه !!!

خوب دیگه من برم ... یواش یواش باید کوله پشتی ام  را آماده کنم , ... و برم یک سفر کوچولو ... وای نمیدونین چه حالی میده  که یک لانگ ویکند داشته باشی !!!  دیگه فکر نکنم که لانگ ویکند تا دسامبر باشه ... چه بد .... ببینین تنبلی باران به کجا کشیده !!!!!!!!!! زبان 

داشتم فکر میکردم که چی شده اگه ما فقط دو روز کار میکردیم و 5 روز استراحت !!! تنبل شدم حسابی ها ...  زبان  نیشخند

 

روز شکرگزاری را به تمام دوستای مسحیی تبریک میگم ! 

 

   

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم