........
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸٩ 

                       
 

 سلام دوستان خوبم ! چطورین؟ من هم ای بدک نیستم ! همچنان درد کمر را دارم !ناراحت البته بهتر شده و دردش را تحمل میکنم ... دکترم چند تا نرمش به من یاد داد که هر روز انجام بدم ولی غافل از اینکه باران کمی تنبل تشریف دارند و گاهی تقلب هم میکنند !!زبان خلاصه یک نسخه از دکتر گرفتم که به رئیسم بدم که هر دوساعت یکبار باید یک ربع بشینم وگرنه ممکنه که درد کمرم حاد بشه و احتیاج به جراحی پیدا کنه !ناراحت

چند روز پیش همکارم زنگ زد و روز Day off من هم بود و از من خواهش کرد برای پنج یا شش ساعتی برم و کار کنم چون یکی از کارمندان مریض شده بود و نتونسته بود بیاد... خلاصه یک کم من من کردم و بعدش گفتم باشه میام !!! البته چه خوب شد که رفتم !نیشخندمیدونین چرا ؟؟ یک مشتری اومده بود و میخواست یک سی دی را  burn کنه و خیلی هم عجله داشت ! خلاصه من کمکش کردم و سی دی را   burn (کپی) کرد و موقعی که

 میخواست حساب کنه ، به من بیست دلار امریکایی انعام داد !!!! حالا از اون اصرار و از من انکار !!! خلاصه پول را گرفتم و کلی هم شاد گشتم ..نیشخندنیشخند

این دو سه روزه هم حسابی برف     آمد . جمعه شب با دوستام بیرون بودم و گلوله های برف اینقدر درشت بود که حد و حساب نداشت ... و تمام خیابان ها و کوچه پس کوچه های سفید سفید بود .. و نمیدونم چرا به فکر قطب شمال   و خرس قطبی افتادم !!! جای یک خرس پشمالوی قطبی  وسط خیابون و کوچه پس کوچه هاحسابی خالی بود !!!!  نیشخند

ناگفته نماند چند روز پیش با یکی از دوستام دعوام شد... البته من دختری نیستم که بخوام با کسی دعوا کنم ولی دیگه روی اعصابم داشت راه میرفت... ای خدا ... یعنی آدم اینقدر بدبین به زندگی تعجب ... بهش میگم برو یک سفر به ایران !! تو احتیاج داری میگه نه !! میگم چرا؟؟ میگه اونجا بی حساب و کتابه و یک وقت نگذاشتند که برگردم !!!!!!!!!! تو را خدا دلیلو می بینین !!!عصبانیمیگم پس این همه و یا خود من که هر دفعه میریم ایران چی ؟؟ میگه شانس آوردین ... وقتی هم که میاد اینجا تا میخواد شروع کنه به غر زدن میگم ببین غر نزن اگه میخوای غر بزنی اینجا نه ... !! دیگه بهش گفتم : معلومه که چرا تنهایی و کسی سراغت نمیاد ! چون اینقدر که غر میزنی و روی اعصاب آدم میری... البته میدونم که از دست من ناراحت نمیشه چون اخلاق و روحیات منو میشناسه ! ناراحت هم شد که شد حداقل میشینه و به حرفام فکر میکنه !!!!

در آخر هم میخواستم از تمام شما دوستانم که چقدر دلم میخواد تک تک ازتون اسم ببرم ولی میترسم که یکی را جا بندازم و باعث دلخوری بشه .. برای همین از همه شما که با تلفن ، ایمیل و یا کامنت های خصوصی و عمومی تان حال من را پرسیدید تشکر کنم ... تمام شما در قلب کوچکم جای دارید ... و نمیدونم که آیا باور میکنید که تک تک شما عزیزان چقدر برام عزیزید و نمیتونم فکرش را بکنم که شما دوستان را روزی نداشته باشم .... ولی اگه زمانی رفتم بدونین همیشه و همیشه دلتنگتان خواهم بود ...

                                          

 بزرگترین دلیل نگهداشتن این وبلاگ فقط بخاطر شماها بوده ... باور میکنین؟؟؟

   

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم