اولین پست سال 2011
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸٩ 

                                        
       

این اولین پست من در سال ٢٠١١ است ... امسال سال خرگوشه!
 ... ببینم حالا خرگوشه چه تاجی به سر ما و بقیه دوستان میزنهنیشخند ... البته شنیدم که سال بسیار خوبیه... خرگوش یعنی جهش ... پس دوستان تمام کسانی انتظار چیزی را میکشین ... بدونین مثل برق و باد اخبار خوب بهتون میرسه (البته امیدوارم که به منم برسه ها ... زبان)  در نتیجه آفیسرها مثل این خرگوشه یک جهشی به خودشون میدهند و شروع میکنند به مدیکال و ویزا دادن و این حرفها .... 

 

 

بریم سر اصل مطلب :نیشخند

سلام دوستای خوبم ! خوبین ؟ خوشین ؟؟ کریسمس   هم که تمام شد ! من که بیشتر اوقات بیرون بودم و روز کریسمس را با نوشیدنی های مجاز  همراه با دوستام آغاز کردم چشمک ... روز کریسمس هوا عالی بود .. حسابی بهاری و نم نم بارون بود و محشر انگار ماه آپریل اومده بود توی دسامبر !!!! لبخند

البته ناگفته نماند که دو روزی از سال  ٢٠١١  گذشته بود که من هم مریض شدم ناراحت ... دو سه روز پیش بود یعنی همین یکشنبه کمی احساس درد در قسمت کمرم داشتم... با این حال رفتم سر کار و نزدیک های یک نصف شب بود که به همکارم گفتم ببین اصلا در قدرتم نیست که بتونم کار کنم .. خلاصه برگشتم خونه که بعد از یکساعتی دیدم ای بابا حالم خیلی خرابه ... به دوستم نصف شبی زنگ زدم و اون هم نیم ساعته خودشو رسوند.. و منو که دیگه حالت نیمه بیهوش بودم به بیمارستان برد...

خلاصه عکس برداری از کمر و قفسه سینه که دیدند بله... ققسه سینه هم کمی چرک کرده ... خلاصه شب توی بیمارستان بودم . صبح چشمامو باز کردم دیدم دوستم پیشمه ! پرستار که اومده بود به من سر بزنه گفت تمام مدت این دوستت نخوابید و برای خوب شدن تو دعا کرد...  آخه جفتمون میترسیدیم که نکنه دوباره ذات الریه گرفته باشم !! در مورد این دوستم قبلا گفته بودم ! دوست صمیمی منه که ایرانی نیست ولی یک مسیحی بسیار بسیار معتقد. امیدوارم که خدا همیشه حفظش کنه که همیشه توی شادی و غم من بوده ...و همینطور امیدوارم وقتی هم که ازدواج کرد همسرش  قدرشو بدونه ...

میدونه که من وبلاگ دارم فقط نمیتونه بخونه ... ولی میدونه که خاطراتمو توش ثبت میکنم .. خلاصه دردسرتون ندم که بعد از یک شب در بیمارستان، منو آورد خونه و سر راه هم داروهامو گرفت... تا دو روز سر کارنرفتم .. تا دیشب که رفتم ولی همچنان کمردرد دارم .. البته بهتر شده و دردش را میتونم تحمل کنم .

میگما درسته که درد بدترین چیزه !! ولی به نظر من دو تا چیز بدترینه ... دندان درد   و کمر درد ... کمردرد که قربونت ! دور از جون فلجی و هیچکاری هم نمیتونی بکنی ! و همش باید روی تختت باشی و فکر کن که تنها هم باشی و نتونی از تختت جم بخوریناراحت!! دندان درد هم باعث میشه کمتر حرف بزنی و اصلا دل و دماغ حرف زدن نداری بخصوص که شب هم مهمان باشی و غذاهای خوشمزه دور و برت باشه .ناراحت

الان که دارم این پست را مینویسم جمعه قراره برم دکترکایروپرکتور  .. فکرکنم چند تا حرکت ورزشی بهم بده...

خواستم بگم که باران فعلا زنده است و فعلا قصد مردن نداره نیشخند... و میخوام از کسانی که با ایمیل و تلفن حالم را پرسیدند تشکر کنم و بگم که چقدر دوستشون دارم ! 

الان که دارم این پست را مینویسم . برف داره میاد... دارم شال و کلاه میکنم که برم بیرون و یک قهوه داغ بخرم و زیر برف
قدم بزنم و به آهنگهایی که دانلود کردم گوش بدم ... با اینکه هنوز احساس درد دارم ولی دیگه اهمیت نمیدم..... میخوام راه برم ... . به آینده فکر کنم ... به گذشته هام فکر کنم... میخوام تا بینهایت فکر کنم ...

عاشق همتونم ... دوستتون دارم به اندازه یک دنیا ...

با آرزوی بهترین ها در سال ٢٠١١ برای همه تون و امیدوارم که سالی باشه که به آرزوی های قشنگتون برسین...

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم