یک خبر خوش ...
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳۸٩ 

          
 

سلام خدمت همه دوستان گلم !

از حال من بخواهین که خوبم ولی حسابی هوا سرد شده ها ! سرد میگم یعنی مغز استخوان از سرما می سوزه !!!! به قول اینجایی ها  It is freaking cold!! 

امروز ساعت هشت و نیم صبح بعد از ١٢ ساعت کار ناراحت اومدم خونه که دوستم زنگ زد و گفت میام دنبالت ! چون یک کاندو در محدوده میسی ساگا خریده بود و میخواست من اولین نفر از دوستاش باشم که به من نشون بده نیشخند! خلاصه به من هم قول داده بود که ساعت ١ بعدازظهر میرسونه منو خونه که بتونم بخوابم که دوباره شب میرم سر کار خواب آلوده نباشم و همینطور خسته !! من هم قبول کردم ! خلاصه حدود نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه راه بود ! کاندو قشنگی بود و چیزی که نظرمو جلب کرد سقف های بلندش بود ! چون خونه های اینجا سقف هاشون کوتاهه ! دیگه با هیجان خونه را به من نشون میداد ! خلاصه یک یکساعتی توی خونه اش بودیم ! و کاندو مجهزیه و کلی امکانات برای صاحبین داره ! مثل جکوزی ، سونا ، استخر ، پارتی روم، اتاق تلویزیون که مثل سینماست ! اتاق های مخصوص مهمان که مثلا اگه مهمان داشته باشین و بخواد شب بخوابه و شما جا ندارین براش اتاق مهمان میگیرین !، کتابخانه ، اتاق ورزش یا همان gym با کلی وسایل ورزشی ! اتاق بیلیارد و چیزهای دیگه ! خلاصه که کلی بهش تبریک گفتم !! حالا عکس کاندو را براتون در ادامه مطلب میگذارم !

خلاصه سوار ماشین شدم ! دیگه حسابی چشمام قیلی ویلی میرفت ! که یکدفعه دوستم گفت : باران ! اون کاندومینیوم را ببین !!  چشمم به یک کاندویی افتاد که حسابی عجیب و غریب بود تعجب  و به نظرم برای  زوج های مریخی مناسب بود.. یک کاندو کمر باریک !!! که قیمت این کاندو ۴٣٠٠٠٠ هزار دلاره و دو اتاق خوابه با یک دستشویی !! در صورتی که کاندوهای دیگه دو دستشویی را حداقل دارند ! یک عکس هم گرفتم ! بعدش ناهار خوردیم و ساعت پنج بعدازظهر خسته و کوفته رسیدم خونه !!!! تونستم دو ساعت بخوابم و اینقدر از نظر بدنی خسته بودم که میخواستم زنگ بزنم که نرم ولی دیدم با همکاری کار میکنم که خیلی دوستش دارم و پیش خودم گفتم برم که با اون کار کردن کلی کیف میده !!!  خلاصه ساعت ١٠ شب رفتم سر کار و ٩ صبح برگشتم خونه ! دیدم مامان برای پیغام گذاشته ! راستش خیلی ترسیدم و چون قبلش شنیده بودم که دخترخاله ام ویروس گرفته و سمت چپ صورتش فلج شده و دکترا گفتند حدود شش ماه طول میکشه که به حالت اول برگرده!!!تعجبفکر کردم میخواد خبر بدی به من بده ! با ترس و لرز شماره را گرفتم که مامان برداشت ! گفتم چی شده ؟ گفت نترس میخوام چیزی بهت بگم !!!

مامان گفت :  امرور برادرت رفت از خونه بیرون و ساعت دو بعدازظهر از بیرون برگشت با یک جعبه شیرینی بی بی ! مامان فکر میکرد که هوس شیرینی کرده ولی بعد برادرم به مامان گفت : مامان بهت تبریک میگم ! مامان هاج و واج مونده بود ! تبریک ؟سوالبرای چی ؟؟؟ بعد پاسپورت را به مامانم نشان داد که ویزای کانادا توش بود !!! مامان اصلا مونده بود !!! میگفت نه مصاحبه داشته و نه سفارت رفته !!!! و همه کارها را برادرم کرده !!! اصلا باورکردنی نیست !!! ویزای توریستی بدون مصاحبه !!!! یعنی همه کارها را برادرم کرده بدون اینکه بهش بگه !!!!تعجب برام خیلی عجیب بود !!! مامانم حالا گفته برای عید نوروز میاد کانادا !

پشت تلفن اشک و خنده ام قاطی شده بود ! الان هم همش دارم اشک خوشحالی میریزم ! منتظرم دو سه ساعت بگذره که به دایی و خاله ام که در امریکا هستند زنگ بزنم و بگم !!! واییییییییییییی خوشحالم خیلی خوشحال !! 

مامان برای ماه اسفند قراره که بیاد !! ولی میگفت اضطراب گرفتم چون راه دوره ! گفتم ای بابا همه اضطراب سفر را دارند پس نگران نباش !!

وای بچه ها چقدر خوشحالم ! اگه مامان ویزا نمیگرفت من می رفتم ایران ! ولی حالا....

به نظر من سال ٢٠١١ سال خیلی خوبی برای همه ماست ! چه برای آنهایی که در انتظار هستند و چه برای من که بعد از دو سال مهماندار میشوم ! مامانم !!!

 سه روز هم که تعطیل هستم که از خوشحالی دارم میمیرم !!!


دوستتون دارم دوستان گل و مهربونم! و تا پست بعدی فعلا خدا نگهدارتون !  

                                            

عکسها در ادامه مطلب : و توضیحات را در پائین هر عکسی دادم !  

 


متاسفانه حجم عکس هایی که میشه از پرشین بلاگ آپلود کرد ٢٠٠خیلی کمه و من دوباره مجبور شدم که از سایت میزبان کمک بگیرم !!ناراحت 

 

Image and video hosting by TinyPic

 این هم همان کاندوی کمر باریکی که میگفتم !!!نیشخنداینجا تقریبا تمام کاندوهای دو خوابه دو تا دستشویی دارند و سرویس حمام ولی این فقط یک دستشویی و اینکه قیمتش هم چهارصد و سی هزار دلاره ! البته هنوز نیمه کاره است ولی مردم میخرند و بعد از اینکه ساختمان کامل شد میفروشند که نفعی ببرند !

 Image and video hosting by TinyPic

 همان کاندوی کمر باریک !!

Image and video hosting by TinyPic

 این هم همان کاندویی که یک طبقه اش را دوستم خریده ! بسیار جای خوشگلیه ! دوستم گرفته و نزدیک به مال   Square One است !

 Image and video hosting by TinyPic

هوس چای داغ در ساعت ۴ صبح کردم چون سر کار بودم و خوابم گرفته بود و میخواستم که خوابم از سرم بپره !! خیابان یانگ سکوت کامل !! و من قدم زنان داشتم میرفتم که چای بخرم ! البته من همیشه  Earl grey Tea  سفارش میدم چون بفهمی نفهمی مزه چای خودمونو میده !! البته چای ایران کجا و چای اینجا کجا !!  این عکس هم همین امروز صبح گرفتم ...

 

Image and video hosting by TinyPic

اینجا وقتی که هوا سرد میشه معمولا درختها را بهشون گونی و یا پارچه های مخصوص می بندند که سرما نخورند و نمیرند ! می بینین برای جون درخت هم چقدر ارزش قائلند !

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم