تصادف
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳۸٩ 

دیروز بود ... سر کار بودم ...  ساعت ٣ که شد به همکارم گفتم من رفتم برای نیم ساعت Lunch break    گفت باشه .... چراغ پیاده رو سبز بود و داشتم میرفتم که نمیدونم که چه جوری ماشینی جلوی من سبر شد... مردم با صدای بلند داد میزدند    Be  careful young lady  ! ماشین با سرعت تمام میامد و پلیس هم آژیرکشان به طرفش    ... نزدیک من رسید ... چشمام را بستم و مرگ را دیدم ... بدجوری زمین خوردم.. صورتم پر خون شد ...  لباس کارم هم همینطور !!! یکی از پلیس ها سریع از ماشین پیاده شد... و پلیس بعدی آژیرکشان رفت... دو دقیقه نشد که آمبولانس   اومد !!  درد را در بدنم حس میکردم ولی خدا خدا میکردم که جایی از بدنم نشکسته باشه ...  مزه شور خون توی دهنم بود و دعا میکردم که دندونام نشکسته باشه !!  از  Name Tag  فهمیدند که کجا کار میکنم و بلافاصله یکی از پلیس ها رفت و بهشون اطلاع داد ... منو بردند بیمارستان ... عکسبرداری کردند .. دکتر گفت خوشبختانه هیچ کجاش نشکسته و دندون هاشم سالمه ! چند ساعتی با یک پلیس بودم در بیمارستان ! پلیس شماره اش را به من داد که اگه بهش احتیاج داشتم ،زنگ بزنم ! منو زسوند خونه ! به من گفت که بهم زنگ میزنه و حالمو میپرسه !  امدم خونه .. کف دستم حسابی زخم شده ... بدنم حسابی درد میکنه ! ولی دختر غرغرویی نیستم درد را همیشه در خودم کشته ام و باز هم میکشم ! در مواقع درد بسیار بسیار ساکت میشم ! نمیدونم که این اخلاقم خوبه یا نه ؟؟؟

فقط خوشحالم که به دنیا برگشتم ... خوشحالم از اینکه دوباره همه را می بینم ! خوشحالم از اینک این ضربه باعث نشد که مثلا بینایی ام را از دست بدم ... و در کل خدا را صدهزار مرتبه شکر میکنم که گذاشت دوباره زندگی کنم !

من به کره زمین  برگشتم...        نگرانم نباشین ... حالم خوبه ! بدنم کوفته است که اونم خوب میشه ... 

خواهش میکنم که در فیس بوک هیچگونه اشاره ای نکنید چون فامیل هایم در فرند لیستم هستند و نمیخوام به گوش مامانم اینا برسه ... ممنون 

                                           

خدا را شکر که  "شاپرک پرواز کن..."  همجنان ادامه دارد.... نیشخند


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم