مریض شدم!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ 

...  حسابی مریض شدم !! تمام دردهای دنیا یک دفعه به سراغم اومده !! دندان درد، کمر درد، و آلرژی بنده هم عود کرده و روزی شاید بیش از 100 تا عطسه میکنم !! خلاصه که این روزا خیلی کلافه هستم ! دقیقا مثل تصویر پائین هستم !! از رختخواب نمیتونم بیرون بیام !!

                     

همچنان کارهای عقب مانده دارم ولی همینطور به امروز و فردا میندازم !! هوای تورنتو خیلی خوب شده ! ولی حیف که من فعلا نمیتونم بیرون برم چون شدیدا کمردرد دارم ! دیگه شور و شوق نوشتن پست هم ندارم و حتی حوصله کامنت گذاشتن برای دوستان !! نمیدونم چم شده !!  ناراحت شاید بخاطر اینه که مریض هستم !

روزا میایند و میگذرند و بعضی اوقات پیش خودم میگم من چکار مفیدی اینجا کردم ؟ خوبی اینجا اینه که حداقل استقلالتو بدست میاری و اینکه کسی نیست که بگه چکار کن و چکار نکن ! حداقل برای خودت زندگی میکنی !! عمه خدا بیامرزم میگفت ما ایرانی ها برای ملت زندگی میکنیم و خارجی ها برای خودشون ! معنی این حرفشو اصلا نمیفهمیدم تا اینکه خودم اومدم و دیدم درسته ! زمانی که ایران بودیم هی توی گوشمون میخوندند اینکار را نکن بده ، اگه این کار بکنی توش حرفه ، مهمان دعوت میکنی توی این ظرف ازش پذیرایی کن ، یک وقت ظرف یک بار مصرف نگذاری که خیلی زشته !! و خیلی خیلی حرف های دیگه که خودتون میدونین !

ولی اینجا مهمونی میرین ظرف یکبار مصرف هم میگذارن ، و به عبارتی سلف سرویسه ، و اگه آب بخواهی بهت میگن برو از توی یخچال بردار !!! من چون بیشتر دوستام خارجی هستند میتونم مقایسه کنم !!

اگه خونه یک کانادایی دعوت بشین معمولا کسی دست خالی نمیره شراب یا شکلات ! و اگر هم تشنه باشین معمولا خودشون میگن برو سر یخچال بردار ! ولی اگه یک نفر بره سر یخچال ما پیش خودمون میگیم چقدر یارو پرروست !!!! بی اجازه میره سر یخچال !! فرهنگ ها با هم خیلی فرق میکنه !

دیشب یک خوابی دیدم !! نمیدونم چقدر به تعبیر خواب معتقدین ولی من خواب دیدم که دندان آسیابم افتاده !! تعجب خیس عرق از خواب بیدار شدم و اولین کاری کردم به مامان اینا زنگ زدم ! خلاصه همه حالشون خوب بود!

شروع کردم به دیدن سریال "چاردیواری" ! بدک نیست ! هرشب دو قسمتشو می بینم


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم