کلکسیون زیبای من ...
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٩ 

                                     

ممنون از اینکه در هیچ شرایطی منو تنها نمیگذارین ! ممنون بابت تلفن هاتون ، ایمیل و کامنت های خصوصی تون ! مدتی بود میخواستم توی خلوت تنهایی ام باشم و بهش فکر کنم ! حالا کمی بهترم !! اولین باری است که کامنت هایم را فقط تائید میکنم و پاسخی نمیدم ! منو ببخشین و بدونین که همه تون توی قلب کوچک منید !!  حالا توی این قلب کوچولو  چطور همه تون جا گرفتین فقط خدا میدونه و بس !!!!

 

تا حالا شده به یک چیزی علاقمند باشین و بخواهین که چه میدونم کلکسیون داشته باشین ! مثلا تمبر؟؟ ( گرچه من اصلا از تمبرجمع کردن خوشم نمیامد!!! ) چه بی ذوقم نه؟؟؟

من وقتی که 13 یا 14 سالم بود عاشق شیشه عطرهای فانتزی بودم و یک عالمه از شیشه های کوچک عطر داشتم که بعدها وقتی وارد دبیرستان شدم مامانم تمامشون را دور ریخت و دو روزی باهاش حرف نزدم از بس که ناراحت بودم !

ولی الان عاشق مگنت های روی یخچال هستم و هر جایی که میرم مگنت اون شهر یا کشور را میخرم و خوشبختانه همه دوستام میگن دیگه باران کار ما را راحت کرده براش سوغاتی       مگنت میاریم !!!! نیشخند

در ادامه مطلب عکس های مگنت هایم را گذاشتم که بیشترشون را خودم از جاهایی که رفتم خریدم !!! غیر از دو تا کشور که مطمئن هستم گذرم هیچوقت به انجا نخواهد افتاد  کشور کره و تانزانیا !!!

من خودم عاشق سفرم ! قبلا هم گفتم که سفر را با هتل خیلی دوست دارم چون دیگه فکر میکنم که واقعا در سفرم ! در فکر این هستم که برم کشورهای امریکای جنوبی را ببینم ! یکی از دوستام به من پیشنهاد کشور "پرو"   را داده که با هم بریم برای دیدن سرزمین اینکاها !!! باید خیلی جالب باشه !!! فعلا دارم قیمت بلیت را چک میکنم !!! امیدوارم دوستم همچنان به قولش پابرجا باشه !!!!! وگرنه من میدونم و اون !!!!!!!!!!!!!!!! عصبانی راستی از دوستان وبلاگی کسی میخواد با ما بیاد؟؟ هر چه تعداد بیشتر باشه بهتر!! خوش میگذره .

 

امیدوارم که از مگنت هایم خوشتون بیاد !!! اگرهم که خوشتون نیاد که باز هم مجبورین حداقل ببینین !!! توضیح را زیر همه عکسها دادم!!!

دوستتون دارم یک عالمه !!

                                 
 

راستی خیلی از دوستان با کامنت گذاشتن در وبلاگ من مشکل پیدا کردند !! دارم فکر میکنم که نقل مکان دوباره بکنم !!! نمیدونم به کجا ؟ ورد پرس ، بلاگ اسپات ، بلاگ اسکای یا ..... !!! کسی نظری داره به من بگه ؟؟؟؟

 

مگنت ها را در ادامه مطلب ببینین !


کلمات کلیدی:
 
او ...
ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸٩ 
کلمات کلیدی:
 
او ...
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸٩ 

.... مدت ها بود میخواستم پستی درباره اش بنویسم !! تا اینکه امروز عجیب به یادش بودم .... نه بهتره بگم هر روز به یادش هستم .... ; روزی نیست که به یادش نباشم و چشمام پر از اشک نشه !    

 

 

با عرض معذرت که مجبور هستم پستم را خصوصی کنم !  این پست فقط برای دل خودم نوشته شده ... و اینکه مربوط به یک اتفاقی است که در زندگی من بسیار تاثیر گذاشته !  پس دوستان ازمن نخواهید که کد را به شما بدهم چون نمیخواهم شما را غمگین ببینم و  با خوندن این پست ناراحت شوید ... پس بگذارید همان باران که گاهی اوقات شاده و گاهی اوقات غر میزنه باشم ! (شاید یکی از علت هایی که بسیار حساس شده ام همین باشه) ... در هر صورت ممنون هستم که مرا درک میکنید ! 

                                                  


کلمات کلیدی:
 
خوشحال و تآسف ....
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸٩ 

خوشحالم چون :  Happy smiley face

 میخوام از همه شما تشکر کنم از اینکه به یادم بودین و جویای حال من شدین ! واقعا خوشحالم که توی این دنیای مجازی کلی دوست پیدا کردم که همگی حالم را پرسیدند ! عاشق تک تکتون هستم! واقعا توی این شرایطه که آدم دوستاشو بیشتر میشناسه !

میدونین که حدود 9 روزی سر کار نرفتم و حسابی مریض بودم به طوری که نمیتونستم جواب تلفن هم بدم ! خاله ام که روزی دو سه بار به من از امریکا زنگ میزد و یکی از دخترخاله هایم که با شوهر و بچه هایش زندگی میکنه به من سر زد و سوپ پخت و کلی چیزهای ویتامین دار برام خریده بود !! چقدر خوشحالم که کسی را اینجا دارم که در ناخوشی  بدون هیچ چشمداشتی به من می رسه ! تمام شماها جویای حال من از طرق مختلف شدین که برایم بسیار ارزشمنده و به داشتن چنین دوستان گلی به خودم می بالم ! لبخند  غیر از یکی از دوستان که در آپارتمان بغلی من زندگی میکنه ! دریغ از یک تلفن یا در زدن ! در ضمن جا دارد که از دوست صمیمی ام تشکر کنم که در هیچ شرایطی منو تنها نگذاشت ! حیف که نمیتونه فارسی بخونه ... وقت هم ندارم که بهش فارسی یاد بدم ..ناراحت

داشتم لاندری میکردم که بطور اتفاقی دیدمش ! گفت وای چرا مریض شدی ؟ گفتم نمیدونم !! خلاصه به من گفت شماره ات را حفظ نیستم و چارجر سلفونم هم گم کردم ! (فقط بهانه را داشته باشینتعجب )  بهش گفتم ولی تو میتونستی در بزنی !! گفت راستش من و تو دوستان  basic  هستیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! Trailershut.com تو با فلانی صمیمی هستی ! بهش گفتم فکر نمیکردم که اینقدر از نظر تفکر بچه باشی ! من با آدمها عین خودشون رفتار میکنم و آدم توی ناخوشی بیشتر دوستانش را میشناسه !  از کسانی که اصلا انتظار نداشتم جویای حالم شدند و تو که همسایه من بودی حتی در خونه ام را نزدی و بگی به چیزی احتیاج دارم یا نه !!! من که همیشه در خونه ام به روی تو بازه ! و در آخر بهش گفتم پس دوستی تو مثل دوستی خاله خرسه میمونه ! هر موقع به من احتیاج داری هستی ! هر موقع حوصله ات سر میره به من سر میزنی ، هر موقع با کامپیوتر کار داشته باشی به من سر میزنی ! و  و  ......  ولی هر موقع من به تو احتیاج دارم نیستی !!! حالا میفهمم که چرا کسی با تو دوست نمیشه چون ارتباط با آدما را بلد نیستی !! احساس ناراحتی را در چشماش خوندم ولی برام اصلا مهم نبود ! دوستی نیست که بشود روش حساب کرد ! ولی فرداش با یک کافی و دونات پیش من امد !!!! بعضی از آدمها را نمیشه فهمید ...

دختر تندی نیستم ولی مجبور شدم که بهش بگم که کمی بخودش بیاد!  همش از درد بی دوستی میناله و حقا هم که تقصیر خودشه !! فقط از آدمها توقع داره ! ای بابا..... قدم براشون بردار تا قدم برات بردارند ! دوستی که نمیشه یک طرفه باشه !! دوست اونه که توی ناخوشی هم بهت برسه !! 

 

و متاسفم چون :   smiley face

                         


     
 از این به بعد به هیچ عنوان برای کسی کامنت نمیگذارم ! نه کامنت عمومی و نه کامنت خصوصی ! دلیلش هم اینه که یک نفر با آی دی من کامنت برای دیگران گذاشته که متاسفانه خیلی زشت بوده !  همچنان وبلاگتان را میخونم ولی از دادن کامنت معذورم!!!

.... حوصله هم سر رفته بود و گفتم برم وبلاگ بخونم که وقتم بگذره !! (نمیدونین که چقدر هوا داغ و شرجیه برای همین من ترجیح دادم که خونه بمونم و پنکه را هم روشن کردم ) داشتم وبلاگ گردی میکردم که به آخرین پست یک وبلاگ نویس برخورد کردم و کسی برای ایشان کامنت گذاشته بود از آی دی من استفاده کرده بود ! و از کامنت هایم به دیگران یک سری چیزایی را متوجه شده بود! مثلا کجا زندگی میکنم و این حرفها و از این اطلاعات سواستفاده کرده بود ! تنها به یکی از دوستان وبلاگی ام که الان به حقیقی تبدیل شده گفتم ! و او هم گفت دلیلی که من برای کسی کامنت نمیگذارم همینه !!! اینقدر ناراحت شدم که حتی میخواستم وبلاگم را تعطیل کنم و برای همیشه ببندم که دوستم گفت این کار را نکن ! زود تصمیم نگیر و فقط کامنت نگذار ! دیدم درست میگوید ! مرا ببخشید اگر برای کسی دیگه کامنت نمیگذارم ولی کامنت هایم را جواب میدهم .. واقعا نمیدونم چی بگم !! نمیخوام توهینی به کسی کرده باشم ولی واقعا چرا باید انقدر بی فرهنگ باشیم !؟ چرا ما مثل کامیونیتی های دیگه از هم بودن لذت نمیبریم ! حالا خودتون میاین و متوجه می شین! آدم کامیونیتی دیگران را می بینه واقعا حسرت میخوره که چقدرخوشحالند ! ولی کامیونیتی ایرانیان ... فقط تنها کاری که بلدند پز دادن و پشت سر هم حرف زدن و حسادت .... واقعا متاسفم !!!

    

 دوستتون دارم ...

       پس فعلا بای ....              

 

 

 

 

 هوا به طرز وحشتناکی داغ و شرجیه  ، انگار داره آتیش میباره !!!    

یعنی کولر هم دیگه جواب نمیده !! داغ و شرجی !!!!  بیرون میری نفست بند میاد .... دارم روز شماری میکنم که زمستان بیاد ...

 

 

پی نوشت :

 به اطلاع دوستانی که وبلاگ  "جلیله عزیز"  را دنبال میکردند  میرسانم که ادامه ندادن وبلاگ نویسی  ایشان هیچ ربطی به تغییر عقیده اش  بابت مهاجرت نداره و صرفا خستگی جسمی و روحی این چند وقته ادامه کارو برایش مشکل کرده بود و به امید خدا بعد از ورود جلیله عزیز به خاک  کانادا هر کمک و راهنمایی که بتونه برای دوستان انجام خواهد داد .


کلمات کلیدی:
 
زلزله در تورنتو
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٩ 

 دو روز بود که احساس کردم حال خوشی ندارم و امروز رسما تب کردم !!!

                                     

روی تخت دراز کشیده بودم و داشتم تلویزیون نگاه میکردم که احساس کردم که تختم داره میلرزه !! فکر کردم یکی داره اسباب کشی میکنه و این حرفها که اخبار خبر وقوع زلزله را داد که در تورنتو بی سابقه بوده است ..

هوا حسابی شرجی شده و داغ ... فکر نمیکنم فردا هم سر کار برم ...  امروز هم تا تب و لرز رفتم داروخانه و قرص و شربت گرفتم ! دکترم هم که مرخصیه و هفته دیگه برمیگرده !! در هر صورت خودم شدم دکتر خودم...

اشتها به هیچی ندارم و دلم فقط چای میخواد.. امروز فقط رفتم شیر و عسل گرفتم ! خلاصه شیر را جوشاندم و عسل را بهش اضافه کردم ! چقدر آدم توی چنین لحظاتی دلش میخواد فقط مامانش و نه هیچکس دیگه پهلوش باشه  مگه نه ؟؟؟؟


کلمات کلیدی:
 
 
 
 




كد تقويم