فوت عمه نازنینم...
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸۸ 

.... همین الان مامان زنگ زد ! صداش یکجورایی ناراحت بود ! من و من میکرد ! خلاصه گفتم چی شده چرا نمیگی ؟ چی میخواهی بگی ؟؟؟

گفت : عمه نازنینت فوت کرد.. تعجب گوشی از دستم افتاد و صدای مامان را میشنیدم که هی میگفت الو الو... گوشی را از زمین برداشتم و با صدای بغض آلود گفتم حالم خوب نیست  !    Sad smiley face

من دو تا عمه دارم که عاشقانه دوستشون دارم ! آخرین باری که رفتم ایران عمه ام گفت زود برگرد که قبل از مردنم دوباره ترا ببینم ! نمیدونم چرا همه اینو به آدم میگن ! "زود بیا تا قبل از مردن یکبار دیگه ببینمت " من تنها دختر برادری هستم که اینها دارند !

خلاصه زنگ زدم به شوهرعمه و تسلیت گفتم و بعدش هم زنگ زدم به تنها عمه ام و تسلیت گفتم ! عمه ام همش گریه میکرد و میگفت بیا ایران و دوباره جمله بالا را تکرار کرد!

از زمانی که به کانادا آمدم  ۴ سال متوالی از نزدیکترین کسانم را از دست دادم !  پسرخاله ،  خاله ، دایی و حالا عمه عزیزم !! چقدر عاشقانه دوستشون دارم و چقدر دلم براشون تنگ شده !

تمام این پست با چشم گریان نوشته شده اگر غلط املایی میبینید به خوبی خودتون ببخشین....   Trailershut.com

خیلی سخته ....بخصوص وقتی که تنهایی  ..... ولی چه میشود کرد! مرگ یک واقعیت است، شتری است که در خونه همه میشینه پس باید باهاش کنار اومد !


کلمات کلیدی:
 
مالیات
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸۸ 

این پست "مالیات" را اشتباهی پاک کردم و چون در Word داشتم مجبور شدم که کپی و پیست کنم ! در نتیجه تمام کامنت های خوبتون پاک شد !! دارم ازغصه میمیرم!!        راستی میخوام بدجنسی کنم هر موقع کامنتهای این پست به پنجاه تا رسید اونوقت یک پست جدید میگذارم چطوره‌؟؟؟؟ 


 امروز هوا از سیزده درجه به هفده درجه زیر صفر رسیده !!!  میخواستم از خونه بیرون نرم که برنامه ای پیش اومد و مجبور شدم!      Others smiley face

 هنوز سرما توی بدنمه ! با اینکه خونه ها گرمه ولی مثل اینکه این دفعه این سرما زده رو دست گرما  هر چی میپوشم که گرم نمیشم......

باز شب بیداری های من شروع شده  ناراحت  و شبها نمیتونم بخوابم و به نظرم باید برم دکتر!! و یا اینکه سرخودی قرص خواب آور بخورم بلکه بتونم بخوابم !!! دیگه چسبیدم برای پیدا کردن یک کار فول تایم !!! اگه پارت تایم پیدا کردم که بد نیست چون یک کار پارت تایم دارم در نیتجه با معادله فیثاغورث باران میشه : 

 کار پارت تایم + کارت پارت تایم = کار فول تایم   نیشخند و اینکه مالیات هم به نسبت کمتر کم میشه !!!! امسال که خدا اگه بخواد به من پولی داده میشه حالا باید منتظر  T4 ها باشم که معمولا در ماه فوریه سر و کله شون در صندوق پستی پیدا  میشه بعد هم باید بریم حسابدار تا اون معادله ها را انجام بده و بگه که چقدر امسال از دولت طلب دارم !!!  !! و یا اینکه خودمون از طریق  Ufile یا  Quicktaxکارمون را انجام بدیم و از این نظر هم حق الزحمه آقای حسابدار را هم نمیدیم!!! یکی از این دو نرم افزار را میتونین از فیوچرشاپ و یا خیلی جاهای دیگه مثل وال مارت بخرین و دانلود کنین و خودتون مالیاتتان را پر کنید! خوبیش اینه که اگر جایی اشتباه کردین به شما میگه ! و بعد بلافاصله میتونین به اداره مالیات  CRA بفرستین یا همان  Efile یا فایل االکترونیکی کنین!! میگم اگه امسال به من بالای ١٠٠٠ دلار دادند بهتون شیرینی میدم ... Trailershut.com

چند روزی داشتم وبگردی میکردم و دیدم خیلی ها مردد هستند که برای کانادا وکیل بگیرند یا نه !! بخدا شما بیش از وکیل میدانید ! فرم پر کردن که کاری نداره !!! اینجا وقتی که شما میخواهید پاسپورت ایرانی تان را تمدید تا تجدید کنید میرید به وبسایت سفارت ایران و تمام فرم ها را پرینت میگیرید و پر میکنید و برایشان میفرستید به همین راحتی .... حالا اینجا دلال هایی پیدا شدند که بیست یا سی دلار بیشتر میگیرند که فرم ها را پر کنند!! تمام این فرمها بسیار راحته و چرا آدم پول بی زبان را بده دست اینها !!! یادمه چند سال پیش من بایستی میرفتم سفارت ایران در اتاوا برای وکالت نامه ! برای وکالت نامه شما باید حضورا آنجا باشید خلاصه اسم منو صدا زدند و یکی از کنسول ها گفت تنها کسی که فرمها را پرینت گرفته و پر کرده این دخترخانم بوده است! و همچنین اضافه کرد ما برای راحتی خودتان فرم ها را در وبسایت قرار میدهیم که شما پرینت کنید و با خیال راحت پر کنید نه اینکه بدون هیچ فرمی بیاین سفارت و فرم را بگیرید و توی همین سفارت پر کنید و مطمئن باشید که اشتباه هم پر میکنید!!  خلاصه کلی از من تشکر کردند و من هم داشتم از خجالت میمردم !!!  

ولی برای تمدید یا تجدید پاسپورت تمام این ها از طریق پست انجام میشود که من هم تمدید کردم و هم تجدید!! البته پاسپورتهای ایران هم مثل کانادا پنج ساله شده و مال من قبل از این قانون بود ! حالا باید هر پنج سال پاسپورت را تجدید کرد مانند کانادا و تقریبا تمام کشورها ! و واقعا هم درسته ادم توی این ده سال خیلی فرق میکنه !!

امروز تولد مامان بود ! بهش زنگ زدم و کلی تبریک و تهنیت بخاطر این روز فرخنده گفتم! خونه شلوغ بود و گفت جوانان فامیل و دوست برایش جشن تولد گرفتند ! البته به نوعی سورپریزش کرده بودند !!  جوانان فامیل و دوستان عاشق مامانم هستند و همیشه چه با تلفن و چه با سر زدن جویای حالش میشوند !!

راستی این هم کیک تولد مامان ! آخه یکی برای دوستان وبلاگی دخترش سفارش داده بود تا اونها هم این تولد سهمی داشته باشند !!!!

 خوب دیگه ساعت چهار صبح است و باران میخواهد تازه فیلم ترسناک ببیند ! اسمش هم    Ghost Ship  است !!

خوب دیگه تا پست بعدی خدا نگهدار    smiley face


کلمات کلیدی:
 
مکان های تفریحی
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳۸۸ 

 سلام .... بعد از کمی وقفه دوباره برگشتم !!! هیچ اتفاق خوب یا بدی هم نیفتاده که برای شما دوستان عزیزم تعریف کنم !! ولی چون چند نفر از دوستان خوبم سوال کردند که مکان های تفریحی بخصوص برای بچه ها و خانواده ها smiley face   در تورنتو کجاست تصمیم گرفتم که بگم (میدونین که تورنتو خیلی بزرگه و اگه توی خود وبسایت تورنتو برین یک عالمه لینک در مورد جاذبه های توریستی را میتونین پیدا کنین) البته من که بچه ندارم ولی اینجا مکان های تفریحی برای بچه ها هم برای ما جالبه !! من به چند نمونه اشاره میکنم و روی اسامی که کلیک کنید میتونید وبسایت آنها را ببینید. لبخند

امیدوارم هر موقع که اومدین کانادا  به این جاها برین و حسابی هم بهتون خوش بگذره  که قطعا هم همینطور خواهد شد !!! یه دعایی هم برای بنده بخونین... نیشخند

خوب دیگه تا پست بعدی فعلا خداحافظ ... 

در ادامه مطلب لطفا ببینید...


کلمات کلیدی:
 
ممنون
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸۸ 

سلام دوستان عزیزم ! اصلا باوزم نمیشه که دوستان گلی مثل شماها دارم ! بخصوص از کسانی که در این مدتی که نبودم با کامنت هاشون ، نظرات خصوصی و ایمیل از حال من میخواستند جویا بشن! واقعا از صمیم قلب ازشون متشکرم! ممنون هستم که فراموش نشده ام...

خبر خاصی نیست !  دنیای کانادا در امن و امان است !! هوا سرد شده و صبح ها با اینکه بعضی اوقات آفتابه ولی افتابش خیلی سرده! تا سه ماه دیگه هم تقریبا تمام فرودگاه های کانادا مجهز به اسکنر میشوند که بتونند بدن مسافر را ببیند !

 

 تمام اینها بخاطر یک پسر ٢٣ ساله نیجریه ای بود که میخواست هواپیمای مسافربری که از اروپا عازم دیترویت امریکا بود را منفجر کند آن هم روز کریسمس یعنی ٢۵ دسامبر ! و همه مات و مبهوت مانده بودند که با این همه سکیوریتی چطور تونسته بود مواد منفجره را توی لباس زیرش جاسازی کند ! خلاصه که از این به بعد حدود ١١ کشور از این به بعد بازرسی بدنی میشوند که ایران هم جزوشونه ! البته بازرسی کسانی است که از فرودگاه های این ١١ کشور به امریکا میایند !!! من که دیگه خیلی میترسم با هواپیما مسافرت کنم ! و واقعا ترس هم داره !! دیگه نمیشه به چیزی اعتماد کرد! تعجب

فکر کنم که امن ترین وسیله مسافرت اسب باشه !!!!!!!!

پی نوشت:  پیرو پست قبلی ام ، من امروز رفتم بانک و صد دلاری را که شخصی از حسابم کشیده بود بیرون به حسابم ریخته بودند !!    نیشخند


کلمات کلیدی:
 
جریان Boxing Day من !!!!!
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳۸۸ 

.... روز شنبه ٢۶ دسامبر روز  Boxing Day بود! در این روز قیمت ها حسابی میاد پائین یعنی یک چیزی بیش از ۵٠ درصد و یادمه پارسال این موقع ساعت ۴ صبح میرفتم سر کار تا کارهای بازگشایی فروشگاه را انحام بدم تا ۶ صبح که خیل عظیم مشتریان که از ساعت ١٢ یا ٢ صبح پشت در ایستاده بودند را به فروشگاه راه بدم!! البته خوشحالم که دیگه در Retail کار نمیکنم ! لبخند

خلاصه اون روز به اتفاق اقوام رفتیم مال گردی!!! سری به  The Bay (حراج های این فروشگاه همیشه حراج بوده و یکی از فروشگاه های مورد علاقه منه ) زدم و چندتا چیز برداشتم ولی وقتی که خواستم با کارت بانکی ام بدم فروشنده به من گفت متاسفم کنسل شده ! اول فکر کردم شاید پسورد را اشتباه وارد کردم و دوباره این کار را کردم ولی دوباره همان پیام اومد ! و محبور شدم که با کردیت کارت بدم! دخترخاله ام گفت نگران نباش چون این روز، روز شلوغی است و خیلی Transaction انجام میشه بعضی اوقات  Pinpad ها عمل نمیکنند!(ببخشید که بعضی لغات را به انگلیسی مینویسم ولی معادلش را به فارسی نمیدونم چیه ناراحت ) ولی من خیلی ترسیدم! چون چندجای دیگه هم رفتم و همین اتفاق افتاد!  تا اینکه به شماره پشت کارت زنگ زدم و گفتم که نمیتونم از کارتم استفاده کنم ! و خلاصه کارمند اونجا گفت که متاسفانه کسی خواسته از کارت شما برداشت کنه و ما کارت را مسدود کردیم ولی اگه الان پول احتیاج دارین برین طرف  ATM  و به این شماره زنگ بزنین و اون از شما سوالات امنیتی میپرسه و بعد پول میگیرین! روز سه شنبه (امروز) هم برین بانک و یک کارت بانکی جدید بگیرین!

خلاصه از روز شنبه تا سه شنبه یک میلیون بار مردم و زنده شدم ! کلافهچون هیچگونه عملیات بانکی هم نمیتونستم انجام بدم! من حدود ٨ سالی است که تمام کارهای بانکی ام را از طریق اینترنت انجام میدم.  و هیچگونه دسترسی به حساب بانکی ام نداشتم که آیا ازش پول برداشت شده یا نه؟؟ البته اینجا اگه از حسابتون پول برداشت بشه و خودتون هم این کار نکردین بعد از ١ تا ٣ هفته  investigation پول از دست رفته را بانک به حسابتون میریزه! البته اینو بدونین که بیشتر کلاهبرداری را هم طریق پمپ بنزین ها انجام میشه و یک بار پلیس به من گفت تا حدالامکان از کارت بانکی تون در پمپ بنرین استفاده نکنین !(درسته که من ماشین ندارم ولی چون اینها ٢۴ ساعته باز هستند و مثل بقالی خودمون هستند گاهی میریم نوشابه یا چیزهای دیگه میگیریم) و حتی المقدور پول نقد بدین! این بلا سر صمیمی ترین دوستم اومد که ١۵٠٠ دلار از حسابش برداشته بودند (او هم از این به بعد که میره بنزین بزنه فقط و فقط پول نقد میده) که بعد از سه هفته بانک به حسابش ریخت! درسته که بانک به حساب میریزه ولی میدونین که چه اعصابی از آدم خرد میشه تا پول به حساب ریخته بشه! من اینو میگم برای مهاجرانی که تازه به کانادا اومدند یا خواهند آمد.

plan که من از بانک دارم اینه که در روز فقط ١٠٠ دلار میتونم از ماشین های ATMبرداشت کنم ! و ١٠٠٠ دلار هم در هفته از طریق فروشگاه ها!! اینقدر  plan گوناگون هست که حد نداره!!

اینو هم بگم ازهر transaction  که شما  با کارت بانکی انجام میدین (صدور چک، پرداختن صورتحساب ها)  0.75  شارز میشین! (الان نمیدونم که هنوز همین قیمته یا بالاتر رفته) (البته برای بچه ها مجانی است) ولی اگر  plan داشته باشین که وقتی خواستین حساب باز کنین حتما در این مورد  هم سوال کنین که مثلا من چقدر میتونم در ماه  transaction  داشته باشم که chargeنشم!!  مثلا من در ماه 25 تا  مجانی دارم که منو charge نمیکنند! و بیشتر از  25 تا charge میشم!

من یادمه یکی از دوستان که از هند به کانادا مهاجرت کرده بود و تمام مدت از کارت بانکی اش استفاده میکرد نزدیک به ٢۵ دلار چارج شد و اصلا روحش خبر نداشت که با هر استفاده از کارت بانکی چارج میشه!

خلاصه که امروز بلند شدم و رفتم بانک و جریان را بهشون گفتم ! و خلاصه یک کارت جدید برایم صادر کردند ! البته کارت بانکی من قدیمی بود ولی حالا این کار جدید chip دار هست و اسم روی کارت بانکی نیست که خوبه! الان هم از طریق اینترنت به حساب بانکی سر زدم و دیدم یک برداشت صد دلاری شده و خلاصه اونو پرینت گرفتم و رفتم بانک و گفتم که من یادم نمیاد که من صد دلار از ماشین گرفتم و فکر کنم که  fraudباشه! و درست بعد از اون روز کارت بانکی من کنسل شده بود و خلاصه کارمند بانک به من گفت ما ده روز investigate میکنیم و وقتی که ثابت شد صد دلار به حسابتون ریخته میشه!!! خدا کنه که  approve بشه!!!     Others smiley face

این هم از آخرین روزهای 2009 که هنوز دست از سرم برنداشته و امیدوارم هر چه زودتر بره و جاشو به  2010 بده!

٣١ دسامبر تقریبا همه جا تعطیله و بعد هم آغاز سال  2010 میلادی!

دوستان گل سال جدید میلادی 2010 را به همه شما تبریک میگم و آرزوی بهترین ها را دارم! من که میخوام امسال یک باران تازه بشم! حالا ببینم که چقدر موفق میشم! میخوام که با حساسیت بیش از حدم بجنگم و کمتر حساس باشم!

                               smiley face          smiley face

 

دوستتان دارم! به امید دیدار تمام دوستان مجازی خوب در کانادا  

                                                 Love smiley face


کلمات کلیدی:
 
کریسمس مبارک !
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۳ دی ۱۳۸۸ 

جاتون خالی دیشب با یکسری دوستان رفتیم "رستوران شمال" ! آخه میخواستیم که کریسمس را با هم باشیم چون همه  Christmas Eve با خانواده هاشون هستند و نمیتونستیم که با هم باشیم!! اولین باری بود که به رستوران شمال میرفتم و برای من خیلی جالب بود چون دکوراسیونش خیلی متفاوت بود! وقتی که وارد میشی خودتو توی شمال - ماسوله احساس میکنی!! یک قسمت داره که نانوایی است که( ای کاش عکس میگرفتم ناراحت )  و شاطرها دارند جلوتون نون میپزند!

ما حدود ٢۵ نفر بودیم که همه ما دستور چلوکباب و کباب ترش داده بودیم (البته غذاهای دیگری هم داره) اردور را آوردند که شامل یک   platter بزرگ بود ! که توش کشک بادنجان، میرزا قاسمی، ماست و موسیر کیسه ای ، دو تا بادنجان کبابی قلمی، ماست کیسه ای، زیتون پرورده عالی!! با سبزی و تربچه و پیاز فراوان ! خلاصه که اینقدر خوشمزه بود که دم به آن  waiter میومد و میگفت بابا نخورین الان غذا میاد!!!!  نیشخند ولی یک خبر خوب اینکه یک نفر پول منو حساب کرد!!! ولی خودم نمیدونم !!! قرار شد فقط بین کسی که پول ها را میگرفت بمونه!! خلاصه اون شخص هم به من گفت مال تو پرداخت شده و هر چی من اصرار کردم حداقل بگو که کیه ازش تشکر کنم ولی گفت متاسفم که نمیتونم بگم!! خلاصه ۴٠ دلار به نفع بنده شد! نیشخند بعدش هم رفتم خونه یکی از دوستان برای تبادل کادوها ! خلاصه کادوهای کریسمس بود که به این و اون داده میشد! شب خوبی بود! من که لذت بردم!

امروز پنجشنبه است و فردا روز کریسمسه !  امروز همه نصف وقت کار میکردند و مال ها هم ۵ بعدازظهر بسته شد!! و فردا هم که همه جا بسته است! البته حدود دو هفته ای همه جا تق و لق خواهد بود چون همه در تعطیلات هستند! دومینیکن، کوبا و یا حتی آمریکا ! ولی من بیچاره در کانادا !!!! البته ناگفته نماند که تصمیم دارم برای فوریه یک سفری دو هفته ای داشته باشم! حالا تا اون موقع .....

کریسمس همه شما مبارک !! بخصوص دوستان عزیز مسیحی ام ! امیدوارم سال خوبی برای همه ما باشد ! سالی پر از نشاط و حاوی خبرهای خوب و برای تمام کسانی که به نوعی منتظر مدیکال و یا ویزاشون هستند!!              

                              

 عکس ها را در ادامه مطلب ببینید!


کلمات کلیدی:
 
شب یلدا
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳۸۸ 

... از جمعه و شنبه ای که گذشت تمام کلاب های ایرانی تبلیغ شب یلدا را کرده بودند! حالا چه توی فیس بوک و چه در برنامه های ایرانی! خلاصه من و چندین نفر از دوستانم که زیاد از جاهای خیلی شلوغ مثل کلاب خوشمون نمیاد (مثل اینکه گرد پیری داره یواش یواش سراغ من و دوستانمون میاد نیشخند) تصمیم گرفتیم که بریم خونه یکی از دوستان و اونجا شب یلدا را بجا بیاوریم!

شام فقط آش رشته (جای همگی دوستان خالی) و نون بربری و پنیر اعلای لیقوان و بلغار با ریحون بود! و دیگه انار دون شده و آجیل، شیرینی گردویی و نارگیلی و همینطور هندوانه و زغال اخته بود که روی میز بود و به همه ما چشمک میزد! چشمک

شب بعد از شام  تصمیم گرفتم که فال حافظ بگیریم ! برای همین یک کاسه پر از آب برداشتیم و هر کس یک چیزی کوچیکی را توی آب میانداخت! مثل انگشتر، پنی و یا حتی یک دکمه کوچیک! و خلاصه هیچکس هم حق نداشت درون آب را ببیند! من مسئول شی ها از آب بودم ولی هیچکس حتی خودم هم نمیتونستم آن را ببینم که مثلا این انگشتر مال کیست! خلاصه اول یکی کارتی که روش شعر حافظ نوشته بود را برمیداشت من هم بلافاصله یک چیزی از توی همون کاسه برمیداشتم و توی دستام قایم میکردم! بعد از اینکه شعر حافظ خوانده و تفسیر میشد اونوقت من اون شی را نشون میدادم و مال هر کسی که بود فال حافظ با تفسیر مربوط به آن شخص بود! البته دو تا خارجی هم در میان ما بودند که مجبور میشدیم برایشان ترجمه کنیم! ایتالیایی و کانادایی!

خلاصه شب خیلی خوبی بود ! و خوشحال بودیم که کلاب و اینجور جاها برای شب یلدا نرفتیم!! و شب یلدای ما اینطوری بسر آمد...

اینم فال حافظ شب یلدای من با تعبیرش! لبخند

کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت     من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز       که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید   نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت
به می عمارت دل کن که این جهان خراب   بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد   چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت
مکن به نامه سیاهی ملامت من مست   که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ   که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت


تعبیر: روزگار روی خوش به تو نشان خواهد داد. زندگی را سخت نگیر و ناامید نباش. عاقبت هر خزان بهار است و سرسبزی و طراوت زندگی تو را سرشار از خوشی و سرور می کند.

شب یلدای همه تون مبارک ...


کلمات کلیدی:
 
.....
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸۸ 

...اصلا هفته خوبی نداشتم! به counsellor ایمیل زدم و گفتم خیلی بلاتکلیف هستم و این تلفن کی زده میشه ؟؟  چیزی شنیدی یا نه؟؟ خلاصه بعد از دو روز ایمیل را زد و گفت که متاسفانه دولت یک قانون جدید گذاشته و از ماه نوامبر ٢٠٠٩ شروع شده (بدون اینکه به منتظرین در صف بگن) به اجرا درآمده!! من که شوکه شدمتعجب چون باید شامل کسانی میشد که در ماه نوامبر درخواست داده بودند نه کسانی که در ماه سپتامبر درخواست داده اند. خلاصه حداقل ١۶ بیاری که دولت قبول کنه که شهریه را به تو بده و تو دوباره درس بخونی...   من بعضی اوقات می مونم که چرا کانادا به مردمش اطلاع نمیده که وقتی میخواد قانون جدید بگذاره!! ناراحتیک بار هم یک مورد در امور بانکی برایم پیش اومده بود و بدون اینکه بانک به مشتری اش بگه!!!

در جولای ٢٠١٠ هم GST  و PST برداشته میشه و بجاش HST میاد ! میگویند به ضرر بعضی هاست و به نفع کسانی که حقوقشون پائین تره! من که هنوز نفهمیدم... تعجب

خلاصه این روزها حالم خیلی خیلی گرفته است! کمی افسرده شدم! گرچه هنوز حقوق بیکاری میگیرم و سر کار هم میرم (پارت تایم)!! خلاصه که این روزا خیلی خیلی کلافه ام!!  کلافه

هفته پیش برادرم (کسی که از موقعی که به کانادا اومدم ارتباطش را با من قطع کرد) به من ایمیل زد و گفت یک دعوتنامه برای مامان بفرست که بیاد کانادا ! فقط یک سلام کرده بود اون هم اول ایمیل ولی نه از "لطفا" خبری بود و نه از "خداحافظی"...  (اینجا ما برای هر کاری کلمه  Please  را خیلی بکار میبریم وگرنه براشون خیلی بی ادبی حساب میشه)چشمام پر از اشک شد.   ولی نمیخوام بگم که بی احساس شدم اتفاقا دنیایی از احساسات هستم ولی کانادا خیلی چیزها را به من یاد داد! چطور با مرگ عزیزان کنار بیام و اگر کسی بی احترامی کرد (مثل برادرم) چطور میشه باهاش برخورد کرد!  میدونم الان شما دوستان ممکنه براتون قابل هضم نباشه ولی وقتی اومدین خارج از کشور و چندین سالی زندگی کردین ، آن وقت متوجه حرفهای من میشید!! عاشق برادرم هستم و میدونم که اگه یک مو از سرش کم بشه من اولین نفری هستم که میرم پیشش! ولی بعضی اوقات آدم لازمه که عاقلانه برخورد کنه !!

فصل بدی است برای مامانم که بیاد اینجا! چون دکتر تاکید کرده که به هیچ عنوان نباید سرما بخوره چون سیستم دفاعی بدنش خیلی ضعیفه! حالا مامان تصمیم گرفته که بیاد کانادا ...  با دایی ام که پزشکه و بیش از پنجاه ساله که امریکا زندگی میکنه زنگ زدم و جریان را براش گفتم البته با گریه و گفتم الان شرایطی ندارم که مامان بیاد و بخصوص که مامان نمیدونه که من کار فول تایمم را از دست دادم و یک کار پارت تایم دارم! دایی من گفت نگران نباش خودم با مامانت حرف میزنم !

خلاصه امروز مامان زنگ زد و جریان دعوتنامه را به من گفت! گفتم باشه ولی زمان میبره بخصوص که برای Job Letter احتیاج به زمان هست و الان همه کمپانی ها شروع به حسابرسی مالیاتی و این جور کارها را دارند و کمی ممکنه دیر بشه بخصوص که هوا دیگه سرده تا چند ماه ! ناگهان صدای داد برادرم را شنیدم که میگفت بگو بفرسته هر چه زودتر!!!  همه برادر دارند من هم دارم! بیچاره مامان چه گیری کرده این وسط‌!!!!

این روزا هم که همه جا چراغونیه و  بیرون خانه ها ، توی بالکن ها پر از چراغ های رنگی برای کریسمسه! اگر فرصت کردم براتون عکس میگیرم که شما هم با من در این زیبایی ها شریک بشید ! ولی فعلا که دل و دماغ عکس انداختن هم ندارم!ناراحت

چیزی به سال ٢٠١٠ نمونده ! دوستان خوب مجازی من براتون بهترین سال را آرزو میکنم و امیدوارم در سال ٢٠١٠ سلامتی و پر از خبرهای خوب برای همه شما باشه! برای من هم دعا کنید که سال خوبی برای من باشه !!

دوستتان دارم و ازتان خواهش میکنم که مرا تنها نگذارید ... قلب

امیدوارم که این افسردگی منو از پا نیندازه ...


کلمات کلیدی: